شمارهٔ ۳۸۵
هوش مصنوعی: این اشعار به احساساتی عمیق و دردناک اشاره دارد. شاعر از داغی که یاد و خاطر محبوب بر دلش میگذارد سخن میگوید و آن را چون جواهر گرانبهایی توصیف میکند که در گنجینه نگهداری میشود. او همچنین به روزهای بدون محبوب اشاره میکند، زمانی که دیگران تنها به تماشای زیباییها میپردازند و خود در تشنگی و نیاز به محبوب باقی میمانند. در نهایت، شاعر به سختیهای زندگی اشاره میکند و میگوید که زندگی همیشه هموار نیست و انسانها برای راحتی خود نیاز به تکیهگاهی دارند.
داغ سودای ترا بر دل بی کینه نهندگوهری را که عزیزست به گنجینه نهند
هوش مصنوعی: عشق و آرزوی تو را بر دل من که خالی از کینه است قرار میدهند، مانند جواهری که ارزشمند است و در خزانه نگهداری میشود.
بی تو جمعی که نظر آب دهند از گلزارتشنگانند که بر ریگ روان سینه نهند
هوش مصنوعی: بدون تو، هر گروهی که آب بدهند از باغی پر از انسانهای تشنهاند که بر روی ریگهای روان، دل خود را میگذارند.
قسمت مردم هموار نگردد سختیبالش از موم به زیر سر آیینه نهند
هوش مصنوعی: سرنوشت مردم همیشه آسان نمیشود، همانطور که سختی بالش از موم نمیتواند به زیر سر یک آیینه بیفتد.