شمارهٔ ۵۰۰
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از حسرت و اندوه خود نسبت به زمان و دشمنی که مروت نمیکند صحبت میکند. او به بهار و زیباییهای آن اشاره میکند و از گذر عمر به عنوان جام می یاد میکند که به سرعت میگذرد. در نهایت، او تصمیم میگیرد مدتی را در کنار خم باقی بماند و از زیباییها و لذتها بهرهبرداری کند.
چون نظر بر روی آن دشمن مروت میکنماز بهار گریه گلریزان حسرت میکنم
هوش مصنوعی: وقتی به چهره آن معشوق مینگرم، با وجود دلسوزیام، از زیبایی بهاری آن احساس حسرت و اندوه میکنم.
تا به کی چون جام می عمرم به گردش بگذرد؟مدتی در پای خُم قصد اقامت میکنم
هوش مصنوعی: تا کی باید به سر کردن در حالتی بگذرانم که عمرم مثل جام شراب به گردش میگذرد؟ مدت زمانی را تصمیم دارم در کنار میخانه بمانم و استراحت کنم.