تناجی
صائب

شمارهٔ ۵۱۳

من آن رندم که راز دل ز لوح سینه می خوانمخط جوهر ز پشت صفحه آیینه می خوانم
نمی سازد اجل از گفتگوی عشق خاموشممن آن طفلم که درس خویش در آدینه می خوانم