شمارهٔ ۵۲۹
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات بیان میکند که به دلایل مختلف به طبیعت نمیرود. او از سرزنش اطرافیان و سختیهای زندگی گلایه دارد و میگوید که مانند سیل، بدون محدودیت سفر نمیکند. همچنین اشاره میکند که او مانند مجنون، به دور از زندگی دنیوی، به دنبال زیباییهای جاودانه و معانی عمیقتری از زندگی است و نمیخواهد در دام دنیا بیفتد.
گاهی به کوه و گاه به صحرا نمی رومچون سیل بی حجاب به هر جا نمی روم
هوش مصنوعی: گاهی اوقات به کوه میروم و گاهی به دشت، اما مثل سیلی که آزادانه به هر سمتی میرود، به هر جا نمیروم.
در کوهسار سنگ ملامت مجاورممجنون صفت به دامن صحرا نمی روم
هوش مصنوعی: من در کوههای سنگی با انتقادات و ملامتها دست و پنجه نرم میکنم و مانند مجنون، از رفتن به دامن صحرا که ممکن است آرامش و خوشی داشته باشد، خودداری میکنم.
نقش فنا در آینه خشت دیده امهرگز پی عمارت دنیا نمی روم
هوش مصنوعی: من در آینهی خشت، اثر زوال و عدم را مشاهده کردهام و هرگز به دنبال ساختن و آبادانی دنیای فانی نیستم.