تناجی
صائب

شمارهٔ ۵۶۳

ز عشق بی مژه تر نمی توان بودنبهار بی می و ساغر نمی توان بودن
دلم ز کنج قفس تا گرفت دانستمکه در بهشت، مکرر نمی توان بودن