تناجی
صائب

شمارهٔ ۵۹۸

ختم است بر خرام تو راه نظر زدنچون آه صبحگاه به قلب جگر زدن
در خامشی گریز ز گفتار، زان که هستآن گل به جیب ریختن، این گل به سر زدن