شمارهٔ ۴۴۲
هوش مصنوعی: شاعر در این بیت از احساس شرمندگی و عذاب وجدان خود به خاطر فقر و ضعفش صحبت میکند. او همچنین به لباس کهنهاش اشاره میکند و به تشبیه آن به بخیههای دندان سگ میپردازد، که نشاندهنده زشتی و ناامیدی وضعیتش است.
حرص کرد از دعوی فقر و فنا شرمنده امبخیه از دندان سگ دارد لباس ژنده ام
هوش مصنوعی: حرص و طمعی که در ادعای فقر و نابودی داشت، باعث شده که از خودم شرمنده باشم. لباس کهنه و پارهام مثل این است که دوختی از دندان سگ بر تن دارم.