بخش ۴ - حکایت
هوش مصنوعی: شیخ الاسلام در این شعر به مفهوم خدا و وجود او اشاره میکند. او در پاسخ به سؤال یکی از مریدان دربارهٔ وجود خدا میگوید که خداوند بینیاز از آمد و شد است و همه چیز از او نشأت میگیرد. خداوند یکتاست و هیچ مشابه و همتایی ندارد. ما به واسطهٔ او وجود داریم و او در حقیقت ناپیدا و بی علت است. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که همهی موجودات در واقع جزئی از او هستند و باید درک کنند که جایگاهشان چیست.
شیخ الاسلام دُرّ معنی سفتدر جواب کسی که با او گفت
هوش مصنوعی: شیخ الاسلام به فردی که صحبت میکند، در پاسخ به او جملات قویی در معنای خود بیان میکند.
هیچ آمد شدی خدا را بود؟گفت باری بگو که ما را بود
هوش مصنوعی: آیا هیچ وقت با خدا دیدار و صحبت کردی؟ او پاسخ داد: بله، بگو که ما را با او چه ارتباطی است؟
خلق را میبرند و میآرندنه که آمد شدی بخود دارند
هوش مصنوعی: انسانها به نحوی رفتار میکنند که به دیگران ظاهر و تصویر خاصی از خود نشان دهند، نه اینکه به واقعیت وجودی خود بپردازند.
به خود آمد خدای خوانندشنبود هیچ مثل و مانندش
هوش مصنوعی: انسان وقتی به خود میآید و به درون خود نگاه میکند، متوجه میشود که خداوندی که او را میخواند و به او توجه دارد، هیچ شبیه و نمونهای در دنیا ندارد.
او خود آمد بخود خدا باشداز همه علتی جدا باشد
هوش مصنوعی: او به درون خودش آمد و به مقام خداوندی رسید، به طوری که هیچ علت و وابستگی دیگری ندارد.
ما بدو آمدیم و مائی مازو پدید است و اوست ناپیدا
هوش مصنوعی: ما به سوی او آمدیم و وجود ما از او نشأت گرفته است، اما او در بُعدی نامرئی قرار دارد.
همۀ ما چو اوست در همه بابما چه باشیم در میان دریاب
هوش مصنوعی: همه ما مانند او هستیم، در هر موضوعی که به آن میپردازیم، فرقی ندارد که در چه وضعیتی قرار داریم یا چه جایگاهی داریم.