شمارهٔ ۱۷
شب تاریک و من زاندیشه توچو نفطاندود مرغی پیش آذر
چو دریایی است هر شب خانه منچو کشتی آتشین سوزندهبستر
نه دریا از تف کشتی شود خشکنه کشتی از دم دریا شود تر