بخش ۸۷ - مناجات
هوش مصنوعی: در این شعر، گوینده خود را به عنوان کمترین گدای خدا معرفی میکند و از او میخواهد که هر روز به درگاهش برسد و از زندگیاش طلب یاری کند. او بیان میکند که نفس و شیطان، دشمنان او هستند و مانند سگی در کمین نشستهاند. گوینده احساس میکند که این دشمنان او را خوار و بیپناه میبینند و از خدا درخواست میکند که او را از این بدیها نجات دهد و هر آنچه که برایش بهتر است به او عطا کند.
ای خدا کمترین گدای توامچشم بر خوان کبریای توام
هوش مصنوعی: پروردگارا، من کمترین درخواستکننده تو هستم و امیدوارم نگاهت به سفره بزرگتری که فراموش نکردهای، باشد.
می رسم بر در تو هر روزهشی ء لله زنان به دریوزه
هوش مصنوعی: هر روز به در خانهات میآیم و با خواهش چیزی از تو میطلبم، مانند شخصی که به درگاه خداوند میرسد.
نفس و شیطان که خصم دین منندچون سگان خفته در کمین منند
هوش مصنوعی: نفس و شیطان که دشمن ایمان من هستند، مانند سگان خوابیده در کمین من هستند.
گر چنین خوار و بی کسم نگرندپوست بر من چو پوستین بدرند
هوش مصنوعی: اگر به من به چشم تحقیر نگاه کنند و مانند پوستین بیارزش با من رفتار کنند، من نیز به آنها پاسخ دندانشکنی خواهم داد.
از بد این سگان امانم دههر چه آنم به است آنم ده
هوش مصنوعی: از شر این سگان به من پناه ده، هر چیزی که هستم بهتر از این است که هستم.