بخش ۱۱۴ - قصه زاهد و عارف
هوش مصنوعی: این شعر درباره مواجهه زاهدی با یک فاسق است که در گناه بزرگ افتاده و به سوی جهنم میرود. زاهد دعا میکند تا خداوند فاسق را مجازات کند، اما عارف دیگری از دور این دعا را میشنود و به زاهد میگوید که بدتر از این نمیتواند برای فاسق اتفاق بیفتد، زیرا او در حال displeasing خداوند است. عارف به زاهد میآموزد که اگر میخواهد کمک کند، باید به جای دعا برای مجازات، به فاسق دست یاری دراز کند و او را راهنمایی کند، نه اینکه او را بیشتر در مشکلات غرق کند.
زاهدی می گذشت در راهیفاسقی را بدید ناگاهی
هوش مصنوعی: یک زاهد از جایی عبور میکرد و ناگهان نگاهی به یک نفر فاسق انداخت.
در گناه عظیم افتادهره به سوی جحیم بگشاده
هوش مصنوعی: در گناه بزرگ گرفتار شده و راهی به سوی جهنم برایش باز شده است.
گفت یارب بگیر سخت او راده به سیلاب فتنه رخت او را
هوش مصنوعی: خداوندا، او را به شدت بگیر و در جریان فتنه، زندگیاش را به دست سیلابها بسپار.
کشتی اش را فکن به موج خطرتا نپیچد ز خط حکم تو سر
هوش مصنوعی: کشتیات را به امواج خطر بسپار تا از مسیر فرمان تو منحرف نشود.
عارفی آن دعا شنید از دوربا دعا گوی گفت کای مغرور
هوش مصنوعی: عارفی دعایی را از دور شنید و به دعاگو گفت: ای کسی که مغرور هستی، توجه کن.
چه گرفتاریش ازین افزونکه نهد پا ز شرع و دین بیرون
هوش مصنوعی: چه دردسر بزرگی دارد کسی که از دین و شریعت خارج شود.
چه بلا زین بتر تواند بودکه بود زو خدای ناخشنود
هوش مصنوعی: بدتر از این نمیتواند مصیبتی پیش آید که خداوند از آن ناراضی باشد.
گشته مسکین به موج دریا غرقتو چه سنگش همی زنی بر فرق
هوش مصنوعی: مسکین در میان امواج دریا غرق شده است، تو چرا به او سنگ میزنی؟
گر تو را دست هست دستش گیردست جان هوا پرستش گیر
هوش مصنوعی: اگر تو قدرت و توانایی داری، با دستان او ارتباط برقرار کن و اگر به عشق روح و جان خود اهمیت میدهی، به پرستش او بپرداز.
ور نه باری میفکن از پایشجان به تیر دعا مفرسایش
هوش مصنوعی: اگر نمیخواهی او را در مضیقه قرار بدهی، پس به او فشار نیاور و با دعا از او حمایت کن.