بخش ۱۱۵ - طبقه ثالثه آنکه نیت ایشان در عزلت ایثار صحبت حق است سبحانه و تعالی بر صحبت خلق
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به موضوع ارتباط با خدا و قطع پیوند با دنیا و موجودات دیگر میپردازد. او سخن گفتن از مولا و خداوند را بر همه چیز ترجیح میدهد و در این راه، دل خود را از هرگونه وابستگی به دنیا و دیگران خالی میکند. این فرد با ترک آرزوها و قیدهای دنیوی، تمام توجه خود را به حق و خدا معطوف میکند و از حالت خودخواهی خارج میشود. در نهایت اشاره میکند که این حالت محو شدن در خداوند به گونهای است که دیگر هیچ چیز از وجود دنیوی باقی نمیماند و فرد به مقام بالایی از وجود میرسد که فراتر از قیدها و محدودیتها است.
وان دگر آن که صحبت مولاکرد ایثار بر همه دنیا
هوش مصنوعی: به عنوان یک شخصی که در کنار مولا قرار گرفت، به خاطر او منافع و خواستههای دنیوی را بر خود ترجیح داد.
روز و شب صحبت خدای گزیددل ز پیوند ماسوا ببرید
هوش مصنوعی: دوست خدا در تمام روز و شب، از گفتوگو با او لذت میبرد و بهدور از ارتباطات دنیوی، ارتباط خود را فقط با خدا قرار داده است.
کرد خالی ز ما خلق خود راداد یکبارگی به حق خود را
هوش مصنوعی: او یکباره از ما خالی شد و خود را به خداوند سپرد.
دست و دل از هر آرزو بگسستهر چه شد قید او ازو بگسست
هوش مصنوعی: دست و دل از هر خواستهای جدا شدند و هر چیزی که بود، او را رها کردند.
صحبتی در گرفت تنگ بسیکه نگنجید در میانه کسی
هوش مصنوعی: صحبتی در میان جمع شکل گرفت و چنان پرشور و عمیق بود که هیچ کس نتوانست در آن جا بگیرد و در میانه قرار بگیرد.
مگر آن کس که محو خود کرده ستترک پیوند نیک و بد کرده ست
هوش مصنوعی: جز آن کسی که به خود آگاه است، دیگران پیوندهای خوب و بد را رها کردهاند.
کرده بر خویش جیب هستی شقبر زده سر ز جیب هستی حق
هوش مصنوعی: خود را به آتش عشق سرگرم کرده و از این عشق به حقیقتی عمیق دست یافته است.
خاک بر حرف خویش پاشیدهبل کزین دفترش تراشیده
هوش مصنوعی: شخصی به سخنان خود بیاعتنا شده و میگوید که از آنچه در این دفتر نوشته، دیگر ناامید است و به فکر پاک کردن آن است.
از من و ما نهاده بیرون پایسر مویی نمانده زو بر جای
هوش مصنوعی: هیچ چیزی از ما باقی نمانده و حتی به اندازهی سر مویی هم از آنچه که بود، باقی نمانده است.
یکسر از موی هستی خود رستموی را نیست جای و او را هست
هوش مصنوعی: تمام وجود خود را در مسیر کمال و راستی قرار بده، زیرا موی، نمادی از جزئیات بیاهمیت است و در نهایت جایی ندارد.
بس که خود را ز موی سنجد کمگنجد آنجا که مو نگنجد هم
هوش مصنوعی: آنقدر خود را کوچک و بیارزش میبینیم که در جایی که حتی کوچکترین چیزها هم نمیتوانند جا بگیرند، جا نمیشویم.