بخش ۲۷ - قصه حکیمی که به واسطه مشاهده خرق عادت از اولیاء علم وی به جهل برآمد
هوش مصنوعی: در یک جمع از اولیاء الله، حکیمی به بحث درباره آتش و طبیعت آن پرداخت. او معتقد بود که آتش به طور طبیعی میسوزاند و نمیتواند از ویژگیهای خود جدا شود. یکی از افراد حاضر برای اثبات اینکه آتش ضرری ندارد، آتش را بر دامن خود ریخت و از او خواست که دستش را در آتش فرو کند. اما هنگامی که این کار را کرد، نه تنها دامنش نسوخت بلکه متوجه شد که طبع طبیعی آتش نمیتواند به او آسیب برساند. این تجربه به او نشان داد که اگر علم و یقینش درست و واقعی بود، هرگز این کار را نمیکرد. اینجا ذکری از علم و یقین به میان میآید که اگر علم به طور واقعی باشد، شخص از خطرات ایمن خواهد بود.
یافت ناگاه آن حکیمک راهپیش جمعی از اولیاء الله
هوش مصنوعی: ناگهان آن عارف راه را در میان جمعی از مردان خدا پیدا کرد.
فصل دی بود و منقلی آتششعله می زد میان ایشان خوش
هوش مصنوعی: در فصل دی، آتشی در منقل میافروخت که گرمابخش و دلانگیز بود و در میان آن جماعت، فضایی خوشایند به وجود آورده بود.
شد بتقریب آتش و منقلاز خلیل بری ز نقص و خلل
هوش مصنوعی: آتش و منقل به هم نزدیک شدند و از خلیل، که نماد کمال و بینقصی است، دوری جستند.
ذکر آن قصه کهن به تمامکه بر او نار گشت برد و سلام
هوش مصنوعی: داستان قدیمی که بر او حادثهای سخت گذشت و با سلام و احترام به آن یاد میشود.
آن حکیمک ز جهل و استنکارگفت بالطبع محرق آمد نار
هوش مصنوعی: آن دانشمند که به دلیل نادانی و انکار حقیقت صحبت میکرد، گفت که آتش به طور طبیعی سوزاننده است.
آنچه بالطبع محرق است کجاگردد از مقتضای طبع جدا
هوش مصنوعی: چیزهایی که به طور طبیعی در حال سوختن و از بین رفتن هستند، چگونه میتوانند از ویژگیها و خواص طبیعی خود جدا شوند؟
یکی از حاضران ز غیرت دینگفت هین دامنت بیار و ببین
هوش مصنوعی: یکی از حاضران با غیرت دینی گفت: "بیا و دامن خود را بیاور تا ببینی."
منقل آتشین به دامان ریختآتش خجلتش ز جان انگیخت
هوش مصنوعی: منقل آتشین بر روی دامانش آتش ریخت و این باعث شد که شرم او از دلش بیرون بیاید.
گفت در کن میان آتش دستهیچ گرمی ببین در آتش هست
هوش مصنوعی: گفت در وسط آتش بایست و ببین که آیا دست کسی گرم میشود یا نه. در واقع، وجود آتش نشاندهندهٔ گرما و حرارت است.
چون نه دستش بسوخت نی دامنشد ازان جهل او بر او روشن
هوش مصنوعی: اگر انسان نتواند به درستی از دانش و آگاهی خود استفاده کند، دامنش (آبرو و اعتبارش) در معرض خطر خواهد بود و از همین جهل، روشنایی و آگاهی بر او تابیده نمیشود.
طبع را هم مسخر حق دیدجانش از تیرگی جهل رهید
هوش مصنوعی: طبیعت انسان تحت تاثیر و تسلط خداوند است و به همین خاطر، روح او از تاریکی جهل آزاد میشود.
اگر آن علم او یقین بودیقصه او کی اینچنین بودی
هوش مصنوعی: اگر آن دانش او حقیقت داشت، داستان او به این شکل نمیبود.
علم کامد یقین ز بیم زوالبه یقین ایمن است در همه حال
هوش مصنوعی: دانش در صورتی کامل میشود که از ترس زوال و نابودی آن، ایمنی و اطمینان حاصل شود و این اطمینان همیشه و در هر شرایطی برقرار است.