بخش ۳۸ - حکایت پیر همدانی که از پسر پرسید که هرگز ریش گاو بوده ای و سؤال پسر که ریش گاو کیست و جواب دادن پدر که آن کس که بامداد از خانه بدر آید گوید امروز گنجی یابم، پسر گفت ای پدر تا من بوده ام ریش گاو بوده ام
هوش مصنوعی: متن درباره گفتگویی میان پسری و پدری سالخورده از همدان است. پدر که تجربههای زیادی دارد، به پسرش میگوید کسانی که بدون زحمت و تلاش میخواهند به موفقیت یا ثروت برسند، در واقع مانند "ریش گاو" هستند که هیچ کار مثبتی انجام نمیدهند. پسر در پاسخ میگوید که خودش نیز جز ریش گاو هیچ کاری ندارد و به نوعی از زندگی بیتلاشی خود راضی است. این گفتگو در واقع به اهمیت کار و زحمتی که باید برای به دست آوردن نتایج انجام شود، اشاره دارد.
با پسر گفت پیری از همدانکای در اطوار کار خود همه دان
هوش مصنوعی: یک پیرمرد از همدان با پسری صحبت میکند و به او میگوید که تو در زمینه کارهایت بسیار دانا هستی.
خویش را عمری آزمودستیهیچگه ریش گاو بودستی
هوش مصنوعی: انسان در طول زندگی خود بارها خود را آزمایش کرده و دیده است که هیچگاه مانند گاوی که ریش دارد، نیاشده و به نتیجه نرسیده است.
گفت با وی پسر که ای باباکه بود ریش گاو گو با ما
هوش مصنوعی: پسر به پدر گفت: ای پدر، ریش گاو چه کسی بود؟ با ما صحبت کن.
گفت آن کس که بامداد پگاهمی نهد پا ز کنج خانه به راه
هوش مصنوعی: کسی که در صبح زود از گوشه خانه بیرون میآید و به راه میافتد، بازمیگوید که...
در دلش این هوس که بی رنجییابم امروز رایگان گنجی
هوش مصنوعی: در دلش آرزو دارد که امروز بدون زحمت به گنجی دست پیدا کند.
چون به اینجا رساند پیر سخنپسرش گفت در جواب که من
هوش مصنوعی: وقتی پیر به اینجا رسید، پسرش در پاسخ گفت که من...
بوده ام ریش گاو تا هستمریش گاویست کار پیوستم
هوش مصنوعی: من در گذشته مانند ریش گاو بودهام و اکنون نیز کارهای من نشاندهندهی همان حال و هواست.
نیست جز ریش گاویم کارینیست از ریش گاویم عاری
هوش مصنوعی: هیچ کاری از من برنمیآید؛ من هیچ چیزی ندارم که از آن بهرهبرداری کنم.