بخش ۲۶ - حکایت معامله و مقاوله حکم با زن
هوش مصنوعی: حکیمی به خاطر بخشندگیاش، هزار درم به زنی داد. پس از چند روز، خواست از او حساب بگیرد. زن توضیح داد که هر جا که او دست به دامن کرده، بخشی از آن را به مهمانان و دوستانش بخشیده و باقیمانده را برای روزهای سخت خود نگه داشته است. حکیم به او گفت که این رفتار اشتباه است و آنچه بخشیده، در حقیقت ذخیرهاش است و باید به یاد داشته باشد که این بخشندگی میتواند باعث مشکلاتی برای او و وارثانش شود. در نهایت، او به زن میگوید که باید مراقب داشتهها و سرمایههایش باشد.
زد حکیمی به حکم جود قدمریخت در جیب زن هزار درم
هوش مصنوعی: یک حکیم به خاطر حسن رفتار و generosity خود، به زن فقیر کمک کرد و هزار درم به او داد.
چند روزی کزان گذشت حکیمخواست از زن حساب صره سیم
هوش مصنوعی: مدتی از آن اتفاق گذشت، که حکیم تصمیم گرفت از همسرش، حساب هزینههای مربوط به نقره را بگیرد.
گفت هر جا که سایلی زد بانگرفت در کار سایلان یک دانگ
هوش مصنوعی: هر جا که سایهای افتاد، صدای رفتن به گوش رسید و این نشاندهندهی ورود کسانی است که در آنجا به کار مشغولند.
دانگ دیگر به میهمانان رفتبه رفیقان و مهربانان رفت
هوش مصنوعی: نیمهای از شادی و خوشی به میهمانان و دوستان و افرادی که با محبت و مهربانی هستند تعلق گرفت.
آنچه ماند از همه ذخیره خویشکردم از بهر روز تیره خویش
هوش مصنوعی: همه چیزهایی که از گذشته جمع کرده بودم را برای روزهای سخت و دشوارم نگه داشتم.
گفت دانا به شرع جود و عطاآنچه گفتی به من خطاست خطا
هوش مصنوعی: عالمی فرمود که بخشندگی و generosity طبق احکام دین، چیزی است که تو به آن اشاره کردی، اما اشتباه میکنی.
هر چه دادی همان ذخیره توستروشنی بخش روز تیره توست
هوش مصنوعی: هر چیزی که بخشیدهای، همواره به عنوان ذخیرهای برای تو باقی میماند و میتواند در روزهای سخت و تاریک تو را نجات دهد.
وانچه از بهر خود نهادستیجای در جیب و کیسه دادستی
هوش مصنوعی: تو هر چیزی که برای خودت جمع کردهای، در واقع باید در جیب و کیف خودت قرار بدهی.
زان شود کار وارثی به رواجیا کند دست حادثی تاراج
هوش مصنوعی: به خاطر این که کار وارثان به رونق میافتد، یا اینکه دست حوادث ممکن است آن را به غارت ببرد.