بخش ۳۰ - گفتار در مذمت بخل
هوش مصنوعی: این شعر به تمسخر بخل و خساست میپردازد و بر لزوم سخاوت و generosity، به ویژه از سوی حاکمان تأکید دارد. شاعر معتقد است بخل همچون قفلی است که دست پادشاه را از ثروت خود کوتاه میکند و این عمل شایسته مقام او نیست. او به قدرت و شایستگی سلطنت اشاره میکند و میگوید که یک پادشاه باید از خزانهاش بهرهمند باشد و نباید دچار بخل شود.
شاعر بخل را با نخل مقایسه کرده و میگوید که مانند برنج نخل تنها نیش و آزار به همراه دارد و به هیچ وجه از نعمتها و شیرینیها نمیکاهد. او هشدار میدهد که نزدیک شدن به بخیلان و ذلیل شدن در برابر آنها ناپسند است، زیرا عزت و کرامت انسانها باید محفوظ بماند. سرانجام، شاعر به این نتیجه میرسد که باید از کمک به دیگران و صداقت دوری نکرد و همگان باید به یکدیگر مهر و محبت بورزند.
بخل قفلیست بر خزینه شاهتا کند دست شاه ازان کوتاه
هوش مصنوعی: بخل مانند قفلی بر گنجینهی پادشاه است که دست او را از آن کوتاه میکند.
قفل بگشا که دست کوتاهینیست لایق به منصب شاهی
هوش مصنوعی: در این شعر، به گوشزدن به کسی اشاره میشود که برای رسیدن به مقام و موقعیتی بلند؛ باید موانع را از سر راه بردارد. به این معناست که برای دستیابی به مقامهای بزرگ، نباید از تلاش و کوشش دست برداشت و باید از قفلها و موانع عبور کرد.
دل شه کز خزینه اش هوس استدولت شاهیش خزینه بس است
هوش مصنوعی: دل شاهزادهای که از خزانهاش خواستهها و آرزوهای زیادی دارد، به خاطر همین آرزوها و خواستهها به اندازهی کافی از ثروت و امکانات برخوردار است.
تا بود شاه شاه بی خم و پیچزانکه باید نیایدش کم هیچ
هوش مصنوعی: تا زمانی که شاه وجود داشته باشد و حکمرانی بدون مشکل و ناعدالتی باشد، نباید از او چیزی کم شود.
ور بماند ازان معاذاللهکه تواند خزینه داشت نگه
هوش مصنوعی: اگر به جزایر معاذالله (پناهگاهها) اشاره کنیم، میتوان گفت که کسی نمیتواند خزانهای از آنچه در دل دارد، حفظ و نگهداری کند.
بخل نخلیست دخل آن همه خارخار آن جان خستگان آزار
هوش مصنوعی: بخل مانند درختی است که همه جا را با خارهایش پوشانده و جان کسانی را که خستهاند، آزار میدهد.
گر به خرمای او بری دندانهست دندان شکن تر از سندان
هوش مصنوعی: اگر به خرمای او دندان بزنی، همچون دندانشکن ترین چیزها خواهد بود، حتی بیشتر از سنگینی سندان.
فی المثل گر فشاندش مریمزان نریزد به غیر سنگ ستم
هوش مصنوعی: به عنوان مثال، اگر مریم چیزی را پرتاب کند، تنها سنگ ستم به زمین میافتد.
بخل نخلیست نوش او همه نیشجگر خستگان ز نیشش ریش
هوش مصنوعی: بخل شبیه به درختی است که هیچ میوهای نمیدهد و فقط زهرش به دل خستهدلها میرسد و آنها را آزار میدهد.
گر بیالایدت به شهد انگشتسازدت خم ز بار منت پشت
هوش مصنوعی: اگر کسی تو را به شیرینی زندگی بخواند، باید با کمال میل و بدون هیچ فشاری بارِ محبت و کمک او را بر دوش بکشی.
به حیل بر در بخیل مروبه عزیزی او ذلیل مشو
هوش مصنوعی: به آن کسی که بخشنده نیست، با حقه و نیرنگ نرو و خود را کوچک و ذلیل نکن.
که به سوی کریم فخر شعارآن ذلیلی کند دلیلی عار
هوش مصنوعی: شخصی که به سوی بخشنده حرکت میکند، نشانهی ناتوانی و ذلت خود را به نمایش میگذارد.
عار اگر می کشی از آنان کشکه بود فخر و عار از آنان خوش
هوش مصنوعی: اگر عیب و نکوهشی از کسانی برداشت میکنی، از آن کسانی بکش که خودشان فخر و افتخار به تو میآورند.
نه بر ابروی آن گروه گرهنه پر آژنگ رویشان چو زره
هوش مصنوعی: نه بر ابروهای آن گروه اثری از چین و چروک است و نه چهرهشان مانند زره زبر و خشن به نظر میرسد.
بدهند و ز شرم داده خویشاز فقیران سرافکنند به پیش
هوش مصنوعی: افرادی که به فقیران کمک میکنند، از روی شرم و نگرانی از وضعیت خودشان این کار را انجام میدهند و در واقع با این کار خود را در برابر فقیران کوچک میکنند.
نه که هر جا ز خاصه و عامهاز لئیمی کنند هنگامه
هوش مصنوعی: نه اینکه هر جا به خاطر افراد پست و بیمایه هیاهو و جنجال به پا میشود.
لطف و احسان خود شمار کنندگردنت را به زیر بار کنند
هوش مصنوعی: با مهربانی و نیکی خود، دیگران تو را میشناسند و به همین دلیل، گاهی ممکن است از تو انتظار داشته باشند که زیر بار سختیها و مسئولیتها بروی.