بخش ۳۵ - حکایت محتسب بغداد که منکر پیش او معروف بود و معروف در نظر او منکر می نمود
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به سفر حاجیان به بغداد و مشکلاتی که در مسیر حج با آن مواجه میشوند، اشاره میکند. محتسب والی برای آنان وعده میدهد که منزل مناسبی فراهم کند، اما به جای آن، مشغول برگزاری مجلسی شرابخواری است که همهی اعیان شهر در آن شرکت دارند و از یاد خدا و حج غافلند.
شاعر به توصیف حال محتسب میپردازد که مست و غرق در شراب است و پیامی به او میرسد که به این کارها پایان دهد و به دنبال منزل مناسب برای حاجیان باشد. در این بین، حاجی به سرنوشت محتسب و فساد او اشاره میکند و میگوید که در چنین فضایی، دین و ایمان جایی ندارد.
شهر بغداد به عنوان جایی زیبا و پربرکت یاد میشود که درون آن مزارات اولیاء خدا قرار دارد، اما اشخاص باطل و فاسق، آن را به فساد کشاندهاند. شاعر در نهایت از خداوند میخواهد که موجب زلزلهای شود تا کافران را به عذاب بکشاند و پاکان را در آنجا آسایش دهد.
حاجیان را به وقت حج افتادره به درالخلافه بغداد
هوش مصنوعی: حاجیانی که به سفر حج میرفتند، در زمان سفرشان به بغداد و دربار خلافت میرسیدند.
بهر ایشان به محتسب والیگفت تا منزلی کند خالی
هوش مصنوعی: برای آنها والی محتسب را فراخواند تا خانهای خالی کند.
گفت فردا به این قیام کنممنزل نیکشان مقام کنم
هوش مصنوعی: گفت فردا به اینجا میآیم و در خانه خوبان جایگاهی فراهم میکنم.
بامدادان کسی فرستادندوان سخن را به یاد او دادند
هوش مصنوعی: در صبح زود، شخصی را فرستادند و آن صحبت را به یاد او آوردند.
گفت رو گو که محتسب امروزمجلسی ساخته جهان افروز
هوش مصنوعی: برو بگو که نگهبان امروز مجلس جشنی بزرگ برپا کرده است که دنیا را درخشنده کرده.
همه اعیان شهر آنجایندجز به پیمانه می نپیمایند
هوش مصنوعی: همه افراد مهم و معروف شهر در آن جا حضور دارند، اما فقط به اندازه معینی از شراب مینوشند و در این کار احتیاط میکنند.
رفته هوش و خرد به باد او راناید از حج و کعبه یاد او را
هوش مصنوعی: خودش را باخت و عقلش را از دست داد، در این حالت حتی یاد کعبه و حج هم به او نمیرسد.
روز دیگر چنین رسید خبرکه نیارد شناخت بام از در
هوش مصنوعی: روزی دیگر خبری رسید که نمیتوانند بین بام و در تفاوت قائل شوند.
همچنان از شراب شب مست استهمچو پیمانه رفته از دست است
هوش مصنوعی: او همچنان از شراب شب شاد و مست است، مانند پیمانهای که از دست رفته و دیگر در اختیار نیست.
در سیم روز آمد از وی خطکه به عدلم نشسته بر لب شط
هوش مصنوعی: در روزی زیبا نشانهای از او ظاهر شد که نشاندهندهی عدالتش بر لبِ جوبی بود.
آمد اینک ز موصل آب به آبکشتیی پر ز خیک های شراب
هوش مصنوعی: حالا از موصل کشتیای در حال آمدن است که پر از کیسههای شراب است.
می کنم راست نرخ و پیمانهمی دهم عهد اهل میخانه
هوش مصنوعی: من به درستی اندازهگیری میکنم و پیمانه پر میکنم و به وعدهداران میخانه وفا میکنم.
که به می غیر می نیامیزنداز دغا و دغل بپرهیزند
هوش مصنوعی: در اینجا گفته شده که از شراب غیر، شراب خالص و واقعی را نمیآمیزند. باید از فریب و تقلب دوری کرد و به دنبال اصل و ماهیت واقعی بود.
چون ازین کارها بپردازمبهر منزل به هر طرف تازم
هوش مصنوعی: هرگاه از این کارها دست بکشم، به هر سمتی که بروم و هر جا که برسم، به سوی آن تازه میشوم.
بو که پیدا کنم به نام شمامنزلی لایق مقام شما
هوش مصنوعی: هر جا که بخواهم بوی شما را احساس کنم، دلم میخواهد جایی را پیدا کنم که شایستهی مقام والای شما باشد.
حاجیی چون شنید این کلماتقال یا کلب کل آت آت
هوش مصنوعی: حاجیای که این عبارتها را شنید، ناگهان گفت: ای سگ، همه چیز را بسوزان!
هیچ معروف سرنوشت تو نیستهیچ منکر چو روی زشت تو نیست
هوش مصنوعی: هیچ چیز به اندازه چهره و ظاهر تو نمیتواند سرنوشتت را تعیین کند و هیچکس نمیتواند بر اساس رفتار ناخوشایندت قضاوت کند.
هر کجا باشی آمر و ناهینکشد کار جز به گمراهی
هوش مصنوعی: هر جا که انسانها را راهنمایی و نهی میکنند، این کار به جز گمراهی نتیجهای ندارد.
شهر بغداد دلگشا جاییستدر میانش چو دجله دریاییست
هوش مصنوعی: شهر بغداد جایی خوشایند و زیباست که در وسط آن، رود دجله مانند دریا جاری است.
زیر خاکش بود بهشت نمایاز مزارات اولیای خدای
هوش مصنوعی: زیر زمین، جلوهای از بهشت وجود دارد که در آرامگاههای اولیا و بندگان خاص خدا دیده میشود.
روی شهرش ز چون تو بی دینانفسق کاران و فاسق آیینان
هوش مصنوعی: در شهر او افرادی مانند تو وجود دارند که بیدین و گناهکار هستند و رسم و آیینی نادرست دارند.
جای اصحاب تفرقه ست همهرفض و الحاد و زندقه ست همه
هوش مصنوعی: جایگاه کسانی که دچار تفرقه و جدایی هستند، پر از انکار دین، شک و شبهه است.
دارم از دور آسمان گله ایکه چرا از نزول زلزله ای
هوش مصنوعی: من از دوری آسمان شکایت دارم که چرا زلزلهای نازل نمیکند.
مردگان را نیاورد به برونزندگان را نیفکند به درون
هوش مصنوعی: مردهها را نمیآورند به خارج و زندهها را نیز به داخل نمیاندازند.
تا شود ظاهرش چو علیینباطن او فروتر از سجین
هوش مصنوعی: به منظور اینکه ظاهر او مانند علیین و باطنش پایینتر از سجین باشد.
پاکدینان در او بیاسایندکفر کیشان در او بفرسایند
هوش مصنوعی: پاکان و نیکوکاران در آنجا آرامش مییابند، اما بیایمانان و کافرها در آنجا به فساد و تباهی میپردازند.