بخش ۱۳ - گفتار در موفق شدن جناب خلافت پناهی اجتناب از بعض مناهی وفقه الله سبحانه للتقوی و المغفرة فی الدنیا و الآخرة
هوش مصنوعی: این شعر درباره جوانی و تجربه زندگی است که به توبه و پرهیز از گناه اشاره دارد. شاعر به پادشاهی اشاره میکند که در جوانی توبه کرده و از لذتهای دنیوی فاصله گرفته است، هرچند که گاهی به بادهنوشی متمایل بوده. او در عین حال از حسرتهای شخصی و تنگدستی میگوید و به این نکته میپردازد که انسان به هوش و عقل خود نیاز دارد، در حالی که لذتجوییهای زودگذر و بیمحتوا به بیهودهگی منجر میشود. در نهایت، نویسنده به ارزش واقعی زندگی و کسب دانش و تجربه اشاره کرده و تذکر میدهد که گذر عمر بیحاصل خواهد بود اگر به جستجوی معنای حقیقی زندگی نپردازیم.
حبذا شاهی که در عهد شبابشد ز توبه همچو پیران بهره یاب
هوش مصنوعی: چه خوب است پادشاهی که در دوران جوانی، مانند پیران از توبه و پند بهرهمند شود.
گرچه از باده لب آلود از نخستزان به آب توبه آخر لب بشست
هوش مصنوعی: هرچند از ابتدا با شراب لب آغشته شدم، اما در پایان با آب توبه لب خود را شستم.
جام می با آن همه آب طربماند دور از مجلس او خشک لب
هوش مصنوعی: شراب جامی با طراوت و شادی بسیار وجود دارد، اما آن را دور از محفل او باقی مانده و بیاثر است.
خم گرفته معده خالی از حرامگوشه ای چون زاهدان نیکنام
هوش مصنوعی: بدن گرسنهای که از ناپاکیها دوری کرده، در گوشهای مانند زاهدان نیکوکار خمیده و آرام نشسته است.
گشته مرحوم از حریم بزم اودستی اندر سر به صد حسرت سبو
هوش مصنوعی: آنمرحوم که دیگر در جمع دوستانش نیست، با حسرتی عمیق به شادمانی و میگساری آنان نگاه میکند، در حالی که دستش به ضعف و اندوه بر سرش است.
گرچه بودی زو صراحی سر فرازمانده زان با گردن خود دست باز
هوش مصنوعی: هرچند که از او ظرفی پر از شراب در بالاست، اما به خاطر گردن خود، دست را آزاد نگه داشته است.
کی برد پیمانه سوی باده پیباده پیماییست زین پس کار وی
هوش مصنوعی: کسی که همیشه به دنبال نوشیدن شراب است، دیگر نیازی به پیمانه ندارد؛ چرا که کار او فقط نوشیدن است.
جمله حیوانات را چشم است و گوشخاص انسان باشد و بس عقل و هوش
هوش مصنوعی: تمامی حیوانات دارای چشم و گوش هستند، اما فقط انسانست که دارای عقل و هوش ویژهای است.
دشمن هوش است می ای هوشمنددوست را مغلوب دشمن کم پسند
هوش مصنوعی: اگر دشمنان تو هوش و ذکاوت دارند، ای هوشمند، باید دوست را در برابر آنها حمایت کنی و اجازه ندهی که دشمن بر او چیره شود، حتی اگر دشمنان کماهمیت باشند.
با دو صد خرمن زر کامل عیارنیم جو هوش ار فروشد روزگار
هوش مصنوعی: اگر روزگار با همهی ثروت و زر زیاد هم به تو پیشنهاد کند که فقط کمی از هوش و خردت را بفروشی، نپذیر، چرا که ارزش واقعی هوش و عقل از همهی ثروتها بیشتر است.
بخرد آن بهتر که عمری خون خوردتا خرد آن نیم جو هوش و خرد
هوش مصنوعی: عاقل بهتر است که عمری رنج و سختی را تحمل کند تا اینکه به دنبال دانش و خردی اندک باشد.
نی که گیرد یک دو جرعه می به کفنقد دانش را کند یک سر تلف
هوش مصنوعی: هر کس که از زندگی لذت ببرد و چند جرعه از خوشیها را بچشد، میتواند به راحتی تمام علم و داناییاش را در یک لحظه از دست بدهد.
پا نهد از حد دانایی برونرخت خویش آرد به سر حد جنون
هوش مصنوعی: انسان وقتی از مرز دانش و آگاهی فراتر میرود، به دنیای جنون و البته شور و احساسات میرسد.
عمرها می خوردی و بیخود شدیبنده فرمان نیک و بد شدی
هوش مصنوعی: تو سالها عمر خود را به بیفکری گذراندی و اسیر دستورات خوب و بد شدی.
زان همه می خواری و خرم دلیحاصل تو چیست جز بی حاصلی
هوش مصنوعی: از تمام این مینوشی و شادی، نتیجهات چیست جز بیثمری و بیهدف بودن؟
آنچنان صد سال دیگر گر خوریپی به چیزی غیر ازین مشکل بری
هوش مصنوعی: اگر صد سال دیگر زنده باشی و به موضوعی غیر از این مسئله فکر کنی، از این مسأله به آسانی عبور خواهی کرد.
عیش پارین را که کردی می شناسسال دیگر را بر آن می کن قیاس
هوش مصنوعی: خوشیهای امسال را با سال آینده مقایسه کن و ببین که چه تجربههایی داشتی.