بخش ۴۶ - مقاله سیزدهم در مخاطبه سلاطین که اگر بر دیگران می تابند آسمان عدل را چشمه آفتابند و اگر همه گرد خود می گردند طوفان ظلم را گرداب
هوش مصنوعی: این متن به انتقاد از ظلم و بیرحمی افسران و حاکمان میپردازد و به این موضوع اشاره میکند که فاقد انسانیت هستند. شاعر بیان میکند که جواهرات و زیباییهای ظاهری افسران، بدون لطف و احسان به دیگران، تنها دردسرهایی برای خودشان به همراه دارد.
به سلطنتی که بر پایه ظلم و فساد است اشاره شده و گفته میشود که اقدامات ظالمانه باعث ویرانی و نابودی هر چه بیشتر جامعه میشود. ظلم در نهایت به خود حاکمان آسیب میزند و زندگی آنها را نابود میکند.
شاعر همچنین بر اهمیت عدل و انصاف تأکید میکند و بیان میدارد که اگر حاکمان به جای ظلم، به عدالت روی بیاورند، جامعهای آباد و شاد خواهند داشت. در نهایت، متن به مخاطبان هشدار میدهد که اگر ظلم ادامه یابد، عواقب وخیمی در انتظار خواهد بود.
ای به سرت افسر فرماندهیافسرت از گوهر احسان تهی
هوش مصنوعی: ای کسی که بر سر داری تاج فرماندهی، بدان که در وجود تو از گوهر بخشش و احسان خبری نیست.
زیور سر افسر ازان گوهر استخالی ازان مایه درد سر است
هوش مصنوعی: زیور و زینت چیزی است که بدون آن، برای داشتن مقام و موقعیت خوب، مشکل پیش میآید. اگر کسی به زیبایی و زینت نپردازد و از آن بهرهمند نشود، در مسیر پیشرفت و موفقیت دچار دردسر خواهد شد.
گرد میان تو مرصع کمرمهره و مار آمده با یکدگر
هوش مصنوعی: در وسط تو، کمر مزین به جواهر و لعل وجود دارد و زیبایی و جذابیت این دو در کنار هم قرار گرفتهاند.
لیک نه آن مهره که روز شمارنفع رساند به تو ز آسیب مار
هوش مصنوعی: ولی آن چیز نیست که فقط در روزهای مشخصی به تو سود برساند و از خطرها جلوگیری کند.
تخت زرت آتش و گوهر در اوهست درخشنده چو اخگر در او
هوش مصنوعی: تختی که زرتشت بر آن نشسته، مملو از آتش و جواهرات است و به اندازهی ذرات آتش درخشان و پرتوافکن است.
شعله به جان در زده آن آتشتلیک ز بس بیخودی آید خوشت
هوش مصنوعی: شعلهی آتش به جانت نفوذ کرده است، اما به خاطر زیاد بودن بیخیالی، از این موضوع خوشحال به نظر میرسی.
چون به خود آیی ز شراب غرورآورد آن سوختگی بر تو زور
هوش مصنوعی: زمانی که از حالت مستی و غرور خود به خود بیایی و واقعیت را درک کنی، متوجه میشوی که آن حس سوختگی و درد درونت، قدرت و تأثیر عمیقی بر تو دارد.
هر دمت از درد دو صد قطره خوناز بن هر موی تراود برون
هوش مصنوعی: هر بار که نفس میکشی، از شدت درد، دو صد قطره خون از ریشه هر موی تو سرازیر میشود.
سود سر ایوان تو را بر سپهرشمسه آن گشت معارض به مهر
هوش مصنوعی: سود و نفع سرای تو در آسمان مانند خورشید است که در برابر نور خورشید دیگر، به شکلی برجسته و مغلوب شده است.
قصر تو چون کاخ فلک سر بلندحادثه را قاصر از آنجا کمند
هوش مصنوعی: قصر تو همانند کاخی است که در آسمان قرار دارد و حوادث نمیتوانند به آن نزدیک شوند و از آن خارج شوند.
حارس و بواب تو بر بد سگالبسته پی حفظ تو راه خیال
هوش مصنوعی: نگرانهای تو با دقت و مراقبت از تو محافظت میکنند و راه خیالات بد را برای تو مسدود کردهاند.
لیک نیارند به مکر و حیلبستن آن رخنه که آید اجل
هوش مصنوعی: اما نمیتوانند با نیرنگ و تزویر، چارهای برای فرار از حستی مرگ بیابند.
زود بود کاید اجل از کمینشیشه عمر تو زند بر زمین
هوش مصنوعی: زندگی به سرعت میگذرد و مرگ به ناگهانی میتواند از جایی که انتظارش را نداریم برسد و عمر ما را به پایان برساند.
نقد حیات تو به غارت بردخصم تو را بخت بشارت برد
هوش مصنوعی: زندگی تو را دشمن به غارت میبرد، در حالی که شانس و بخت به تو مژده میدهد.
کنگر کاخ تو به خاک افکندطاق بلندت به مغاک افکند
هوش مصنوعی: کنگر، دیوار و بنای کاخ تو را به زمین میاندازد و سقف بلندت را به دره و ژرفای زمین میبرد.
افسرت از فرق فتد زیر پایپایه تخت تو بلغزد ز جای
هوش مصنوعی: اگر افسری از زین بالا بیفتد و زیر پای تو بیفتد، یعنی قدرت و مقام تو در خطر است.
روزی ازین واقعه اندیشه کنقاعده دادگری پیشه کن
هوش مصنوعی: روزی به این حادثه فکر کن و سعی کن که عدالت را در زندگی خود رعایت کنی.
ظلم تو را بیخ چو محکم کندظلم تو ظلم همه عالم بود
هوش مصنوعی: اگر ظلم تو ریشهای عمیق در دلها بزند، پس ظلم تو میتواند بر تمام عالم تاثیر بگذارد.
خواجه به خانه چون بود دف سرایاهل سرایش همه کوبند پای
هوش مصنوعی: وقتی خواجه به خانه میآید، همه اهل منزل با شادی و هیجان به استقبال او میآیند و در را به صدا درمیآورند.
شهری از آشوب تو غارت شودتات یکی خانه عمارت شود
هوش مصنوعی: اگر شهری به خاطر آشوبهای تو ویران شود، لاجرم باید که یک خانه دوباره ساخته شود.
کاش کنی ترک عمارتگریتا نکشد کار به غارتگری
هوش مصنوعی: کاش از ساخت و ساز دست بکشی تا به ویرانی و خردهگیری نرسد.
باغی از آسیب تو گردد تلفتات درآید ته سیبی به کف
هوش مصنوعی: اگر به باغ آسیب برسانی، آن را خراب میکنی و تنها یک سیب بیکیفیت به دست میآوری.
به که ازان سیب شکیبت بودور نه به هر سیب حسیبت بود
هوش مصنوعی: اگر از سیب خوشمزهای لذت ببری، نشاندهندهی کیفیت و طعم آن است، در غیر این صورت، به هر سیب دیگری هم که بخوری، فرقی نخواهد کرد و حس خوبی نخواهی داشت.
میوه و مرغ سر خوانت مقیماز حرم بیوه و باغ یتیم
هوش مصنوعی: میوه و مرغ بر سر سفرهات حاضر است، در حالی که از حرم بیوه و باغ یتیم خبری نیست.
مطبخیت هیمه ز خوی درشتمی کشد از پشته هر کوژپشت
هوش مصنوعی: در این بیت، به مفهوم و سرشت یک شخص اشاره شده که افرادی با خصوصیات خاص و ظاهری غیرمتعارف از او کمک و حمایت میطلبند. بهعبارتی، این شخص بهنوعی منبعی برای تأمین نیازها و خواستههای دیگران است، حتی اگر آنها از نظر ظاهری یا اجتماعی به برخی معیارها نرسند.
باز تو را میر شکاران به فنطعمه ده از جوژه هر پیرزن
هوش مصنوعی: باز شکارچیان دوباره تو را به دام میاندازند و از هر طرف تو را مورد هدف قرار میدهند، بهویژه از سوی پیرزنان.
بارگی خاص تو را هر پسینکاه و جو از توبره خوشه چین
هوش مصنوعی: هر عصر، خوشههایی از کاه و جو را که از توبره برمیدارند، نشاندهنده ویژگی خاص توست.
گوش کنیزان تو را داده بهراز زر دریوزه گدایان شهر
هوش مصنوعی: گوش کنیزان تو برای شنیدن تملق و زاری فقیران شهر به تو داده شده است.
چند کنی ظلم به هر بوم و مرزچند گهی رسم و ره عدل ورز
هوش مصنوعی: چند بار میخواهی بر مردم و سرزمینهای مختلف ظلم کنی؟ چند بار باید راه و روش انصاف و عدالت را گم کنی؟
بین که ازین هر دو کدام است بههر چند نه به بر رخ آن دست نه
هوش مصنوعی: بنگر که از این دو کدام یک برتر است؛ هرچند که نه بر چهرهاش دستانی وجود دارد.
ظلم نهد دام سراب غرورعدل دهد جام شراب سرور
هوش مصنوعی: ظلم انسانی را به گمراهی و فریب میکشاند، در حالی که عدالت میتواند شادی و خوشبختی را به او هدیه دهد.
هان که جگر سوخته و دل کبابباز نمانی به سراب از شراب
هوش مصنوعی: ای کسی که جگری سوخته و دلی آتشین داری، تا زمانی که سراب در انتظار توست، از شادی آبی نمیتوانی انتظار داشته باشی.
شهر و ده آباد به عدل است و بسطبع جهان شاد به عدل است و بس
هوش مصنوعی: شهر و روستا به عدالت سمر میدهند و فقط با عدالت است که دنیا شاداب میشود.
تو چو شبانی و رعیت همهدر کنف رحمت تو چون رمه
هوش مصنوعی: تو مثل یک شبانی که همه گله در سرپرستی او هستند و در دامان رحمتش قرار دارند.
وای شبانی که کند کار گرگهمچو سگ زرد شود یار گرگ
هوش مصنوعی: آه بر شبانی که به جای گوسفند، کارهای گرگ را انجام دهد؛ او مانند سگی زرد و بیگانه میشود، و در نتیجه، دوست گرگ خواهد شد.
بره کند باز ز پستان میشتا دردش گرگ به دندان خویش
هوش مصنوعی: بره کم کم از پستان میش فاصله میگیرد تا اینکه درد و خطر گرگ را با دندان خود احساس کند.
عدل تو گر فیض رسانی کندبر رمه ها گرگ شبانی کند
هوش مصنوعی: اگر عدالت تو به بندگان نیکی کند، حتی در میان آنها گرگها نیز به چوپانی خواهند پرداخت.
پنجه کند شانه به دشت و درهشانه زند گردن و پشت بره
هوش مصنوعی: پنجه به خاک میزند و در دشت و دره میرقصد و گردن و پشت خود را به نمایش میگذارد.