بخش ۱۴ - حکایت آن مظلوم که از تیر زبانی یک حجت سنجیده پرداخت و تیغ ظلم حجاج را در قطع عرق حیات خود کند ساخت
هوش مصنوعی: در این شعر، ظلم و ستم حجاج به تصویر کشیده شده است. او با تهمت و ظلم به مردم فرمان میدهد و ثروتهای آنان را به باد میدهد. تلاشهای آنها برای جلب رحمت حجاج بیفایده میماند و نتیجهای نمیدهد. در نهایت، گروهی از ستمدیدگان به حجاج میگویند که اگرچه رفتار بد آنها اشتباه است، اما ترک احسان و کرم از جانب حجاج نیز درست نیست. آنها از حجاج میخواهند که عدالت را برقرار کند و از او میخواهند تا کارهایشان را طبق انصاف قضاوت کند. حجاج در پاسخ به آنها تعجب میکند و فرمان آزادی آنها را صادر میکند، با اشاره به اینکه حقیقتاً از فرومایگان چنین انتظاری نمیرفت. در پایان، او آرزو میکند کاش از ابتدا این رفتار را از او میدیدند تا وضعیت بهتری حاصل میشد.
ظلم حجاج به غایت چو رسیدتیغ بر تهمتی چند کشید
هوش مصنوعی: زمانی که ظلم و ستم حجاج به اوج خود رسید، او با شمشیری که در دست داشت، به تهمتهای زیادی حمله کرد.
گنج ها زر به فدا آوردندگنجشان خاک به سر بر کردند
هوش مصنوعی: ثروتهای فراوان خود را فدای هدفی بزرگ کردند و در عوض، ارزشهای واقعی و معنوی خود را در خاک دفن کردند.
هیچشان حیله گر سود نکردکارشان روی به بهبود نکرد
هوش مصنوعی: هیچ کس با ترفند و فریب به نتیجه مطلوب نرسید و کارشان بهبود نیافت.
جلمه کردند سر اندر سر تیغسر نهادند در آبشخور تیغ
هوش مصنوعی: در این بیت، به تصویر کشیده شده است که عدهای در حال مبارزه و درگیری هستند. آنان به طور همزمان در حال برخورد با تیرها و سلاحها هستند، به گونهای که تیغها بر فراز هم قرار گرفته و در آبشخور، یعنی جایی که آب جمع میشود، اوضاع به شدت متشنج و خطرناک است. این تصویر نشاندهنده تنش و شدت مبارزه است.
بجز آن بازپسین نکته گذارکه چو آمد به سرش نوبت کار
هوش مصنوعی: تنها نکتهای که باید در نظر داشت، این است که زمانی که کار به انتها نزدیک میشود، باید به آن توجه خاصی داشت.
گفت کای داور فرمانفرمایکار بر ما نه به احسان پیمای
هوش مصنوعی: گفت ای قاضی و پروردگار، بر ما به خاطر بخشش و مهربانی احسان نکن.
ما تنی چند که از بیخردیکار ما نیست بجز شغل بدی
هوش مصنوعی: ما تعدادی هستیم که به خاطر نادانیامان، هیچ کار خوبی از ما برنمیآید جز اینکه کارهای بدی انجام دهیم.
نسپردیم ره احسان لیکنزدی گام تو هم چندان نیک
هوش مصنوعی: ما در راه نیکی و احسان قدم برنداشتیم، اما در نزدیک تو نیز آنقدر نیکو نیستیم.
از گنه گرچه بدی شیوه ماستترک احسان ز تو هم عین خطاست
هوش مصنوعی: اگرچه بدی کردن در برابر گناهکار مخصوص ماست، اما ترک نیکی کردن به تو نیز اشتباه بزرگی است.
چه ز ما رسم ستم ورزیدنچه ز تو سر ز کرم پیچیدن
هوش مصنوعی: نه ما به ظلم و ستم کار داریم و نه تو به بخشش و نیکی.
طبع حجاج ازان نکته شگفتداد فرمان به خلاص وی و گفت
هوش مصنوعی: طبیعت حجاج به اوضاع و احوال عجیبی که پیش آمده بود، توجه کرد و دستور آزادی او را صادر کرد و گفت.
تف بر آن طایفه مرده دلاندر هوا و هوس افسرده دلان
هوش مصنوعی: نفس حقیرم را به آن گروه افرادی که دچار بیاحساسی و افسردگی به خاطر هوسها شدهاند، نفرین میکنم.
که ازان قوم فرومایه کسیبر نیاورد چنین خوش نفسی
هوش مصنوعی: از آن قوم نادان، کسی پیدا نشد که چنین خودپسندی داشته باشد.
کاش از اول ز تو بودی این کارتا ز تو یافتی این کار قرار
هوش مصنوعی: ای کاش از ابتدا این کار از تو آغاز میشد تا تو به این کار استقرار و آرامش میبخشیدی.
کار هر یک ز تو سنجیده شدیجرم هر یک به تو بخشیده شدی
هوش مصنوعی: هر عمل و کار هر فردی بر اساس معیارهای تو سنجیده شده و خطاهای هر شخص به خاطر لطف تو بخشیده شده است.