بخش ۹۵ - حکایت آن حکیم که از تره زار جهان به شاخی چند قناعت کرده بود و از خوان جهانیان دندان طمع برکنده
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به روایت گفتگو میان یک حکیم و خاصگی (یک شخص معمولی) میپردازد. خاصگی در حال خوردن تره در کنار جوی آب است و حکیم او را به خاطر انتخاب غذای سادهاش سرزنش میکند. حکیم به خاصگی میگوید که اگر مانند او در خدمت شاه باشد، به مقام و مرتبهای دست مییابد که لذت بیشتری را تجربه میکند. او به خاصگی یادآوری میکند که خوردن تره به تنهایی هیچ نفعی ندارد و به زندگیاش صورت و روشنایی نمیبخشد.
حکیم بر لزوم قناعت تأکید میکند و میگوید که زندگی ساده و قانعانه میتواند فرد را از اشتیاق به زندگی ولخرجانه و فانی محافظت کند. او به خاصگی میآموزد که در زندگی ممکن است به ظاهری جذاب اما بدون محتوا گرفتار شود. در نهایت، به بیان این حقیقت میپردازد که بندگی و فقر در دنیایی که آزادی و قناعت در آن وجود دارد، بهتر از زیستن در قید و بند دنیا است.
می شد آن خاصگی شاه به دشتبر کنار تره زاری بگذشت
هوش مصنوعی: در آن زمان، امکان داشت که آن ویژگی خاص شاه، او را به حاشیهای از دشت ببرد و در کنار مزرعهای از سبزیجات عبور کند.
تره کاری ز قضا بر لب جویبود ز آلودگی گل تره شوی
هوش مصنوعی: در کنار جوی، گیاه ترهای به طور طبیعی رشد کرده است و با شست و شوی آن، آلودگیهایش از بین میرود.
زان تره هر چه همی ماند در آبطعمه می ساخت حکیمی به شتاب
هوش مصنوعی: هر چیزی که در آب بماند، به تدریج طعمهای برای شکارچیان میشود و حکیم با سرعت در حال ساختن دامهایی است.
خاصگی گفت بدو کای سره مردکس ندیدم که بدینسان تره خورد
هوش مصنوعی: خاصگی به او گفت: ای مرد باهوش، من هیچ کس را ندیدهام که اینگونه تره بخورد.
تره تو که نه نان دیده نه دوغندهد کار تو را هیچ فروغ
هوش مصنوعی: تو که نه نانی دیدهای و نه دوغی، هیچ چیز نمیتواند به تو کمک کند و تو را به جایی برساند.
گر چو ما خدمتی شاه شویصاحب مرتبه و جاه شوی
هوش مصنوعی: اگر مانند ما خدمتگزار شاه باشی، به مقام و منزلت بزرگی دست پیدا میکنی.
دسته تره که بر خوان بودتپهلوی بره بریان بودت
هوش مصنوعی: اگر در کنار غذای خوشمزهای مثل بره بریان، سبزی تازه و خوش بو وجود داشته باشد، حس و حال بهتری خواهی داشت.
لقمه بره که با تره خوریبه ز هر تره که بی بره خوری
هوش مصنوعی: یعنی لقمهای که با سبزی تازه و خوشمزه تناول کنی، به مراتب از خوردن سبزی بدون گوشت بهتر است.
گفت با خاصگی آن مرد حکیمکای ز جاه آمده در چاه مقیم
هوش مصنوعی: مرد حکیم به او گفت: تو که از مقام و منزلت خود به جایی افتادهای و در این چاه گیر افتادهای، حواست باشد که این وضعیت نباید تو را ناامید کند.
گر چو ما راه قناعت سپریبه حرمگاه قناعت گذری
هوش مصنوعی: اگر مثل ما به راه قناعت بروی و به آرامش و رضایت در زندگی دست یابی، به مکانهای مقدس و با ارزش نزدیکتر میشوی.
باشد از خوان جهان تره بستخوردن بره نیفتد هوست
هوش مصنوعی: اگر در دنیای پر از تنوع، به دنبال لذتهای زندگی باشید، نباید از تلاش برای رسیدن به آنها غافل شوید، چرا که ممکن است فرصتها از دست بروند و به آرزوهایتان نرسید.
کمر خدمت شاهت چو کمندنفکند گردن اقبال به بند
هوش مصنوعی: زمانی که عاشقانه به خدمت شاه میپردازم، همچون کمند و قید، اقبال و بخت نیز در دستانم قرار میگیرد.
شاه از خلعت شاهی بیروننیست جز چون تو یکی مرد زبون
هوش مصنوعی: سلطنت به وصلههای ظاهری محدود نمیشود، بلکه باید مردی زباندار و شایسته باشی تا به مقام شاهی دست یابی.
پیش شمشیر سر افکنده شویبه که پیش چو خودی بنده شوی
هوش مصنوعی: اگر در برابر شمشیر سر تسلیم فرود آوری، بهتر از آن است که در برابر خودت به بندگی خود درآیی.
در دیاری که ز فقر آبادیستبندگی خاک ره آزادیست
هوش مصنوعی: در سرزمینی که به خاطر فقر، زندگی سست و ناچیز است، تنها راه آزادی، احترام و خدمت به زمین و مبدأ خود است.