بخش ۱۰۱ - حکایت راهبی که فریفته نشد به دعوی شیطان که گفت من عیسی ام از آسمان نزول کرده
هوش مصنوعی: داستان درباره یک راهب است که به شدت درگیر غم دینش میشود و از مردم کنارهگیری میکند. او در تنهایی به تفکر میپردازد تا اینکه دیوی به سراغش میآید و خود را ابلیس معرفی میکند، و ادعا میکند که میتواند در مورد حقایق دین به او اطلاعات بدهد. راهب از دیو سوال میکند که کی افراد زودباور وارد دین میشوند و دیو به او پاسخ میدهد که زمانی که ظلمت و جهل حاکم شود، افراد دیندار در فطرت و شناختشان کاهش مییابند و مانند نوزادان سادگی میگیرند. در نهایت، داستان به نوعی تامل در مورد دین و حقیقت و خطرات جهل پرداخته است.
راهبی را در دل زد غم دینشد درین دیر دو در گوشه نشین
هوش مصنوعی: یک راهب در دل خود احساس ناراحتی و غم نسبت به دینش کرد و در این معبد، در گوشهای تنها نشسته است.
در صحبت به رخ خلق ببستفارغ از خلق به خلوت بنشست
هوش مصنوعی: در جمع با دیگران ظاهرش را حفظ میکند و به هیچ کس وابسته نیست، اما در تنهایی خود را آزاد و آرام مییابد.
دیو هر چند چپ و راست شتافتهیچ بر رهزنی اش دست نیافت
هوش مصنوعی: دیو اگرچه به سمت چپ و راست حرکت میکند، هیچکس نمیتواند به او آسیبی برساند یا او را متوقف کند.
روزی از خاک درش سر بر زدسر انگشت ادب بر در زد
هوش مصنوعی: روزی خاک از خود جوانهای سر بیرون آورد و با ناز و ادب بر در کوبید.
راهب از صومعه زد بانگ که کیستبر در و در زدن او پی چیست
هوش مصنوعی: راهب از صومعه ندا کرد و پرسید که کیست که در را میزند و از او میخواهد بداند که هدفش از زدن در چیست.
گفت من عیسی ام از چرخ برینآمده تا شومت رهبر دین
هوش مصنوعی: او گفت که من عیسی هستم که از آسمان به زمین آمدهام تا تو را راهنمایی کنم و هدایت دینی را به عهده بگیرم.
گفت من دین وی آموخته امدیده از نور وی افروخته ام
هوش مصنوعی: گفت که من آموزههای او را یاد گرفتهام و چشمانم از نور وجود او روشن و پرنور شده است.
گر همان دین نخست آورده ستخالی از فایده کاری کرده ست
هوش مصنوعی: اگر همان دین اولی را آورده، بدون فایده بوده و کار عبثی انجام داده است.
ور پی دین دگر کرده نزولهرگز آن دین ز ویم نیست قبول
هوش مصنوعی: اگر کسی برای دینی دیگر به زمین بیفتد، هرگز آن دین از من پذیرش ندارد.
دیو چون دید که آن زرق و فسونهیچ نگرفت در آن پاک درون
هوش مصنوعی: وقتی دیو دید که جادو و فریبش در آن روح پاک و بیآلایش تاثیری نداشت، ناامید شد.
بانگ برداشت که من ابلیسملیک تو ایمنی از تلبیسم
هوش مصنوعی: صدایی به گوش رسید که میگفت من ابلیس هستم، اما تو از فریب و وسوسهای که به وجود میآورم در امان هستی.
از خطا هر چه بپرسی و صوابگویمت بر نهج صدق جواب
هوش مصنوعی: هر گونه سوالی دربارهٔ اشتباهات داشته باشی، من به درستی و با صداقت پاسخ میدهم.
گفت از مکر تو آگاهم منگفتگوی تو نمی خواهم من
هوش مصنوعی: میگوید که از نیرنگها و فریبهای تو آگاه هستم و نمیخواهم با تو صحبت کنم.
دیو چون گشت خجالت زده بازداد راهب زپی او آواز
هوش مصنوعی: وقتی دیو احساس شرمندگی کرد، راهب از پشت او فریاد زد و او را به راهی هدایت کرد.
کای شده کجرویت عادت و خویپرسمت یک دو سخن راست بگوی
هوش مصنوعی: ای کسی که راه کج را پیش گرفتهای، عادت و خوی تو مرا نگران کرده است. لطفاً یک یا دو کلمه راست بگو.
که درین دایره دیر شکستکی بر این طایفه ات باشد دست
هوش مصنوعی: در این دایرهٔ زمان، شکست خوردن دردی است که نمیتوان از آن رهایی یافت، و در این میان، دیگران هم نمیتوانند به یاری این گروه بشتابند.
گفت آن روز که از ظلمت خشمپرده شان بسته شود بر دل و چشم
هوش مصنوعی: در آن روزی که پرده از خشم و ظلمت کنار برود و روشنایی به دل و چشمان انسان بتابد.
دانش و بینششان کم گرددپشت دینداریشان خم گردد
هوش مصنوعی: اگر علم و آگاهی آنها کاهش یابد، ایمان و دینداری آنها هم تضعیف خواهد شد.
همچو گویی به کف نوزادانیک به یک از زد و بردش شادان
هوش مصنوعی: مثل اینکه در دستان نوزادان، یکی یکی میخواهند چیزهای خوب را بگیرند و از گرفتن آنها خوشحال هستند.
پیش چوگان من افتند زبونحالشان هر نفسی دیگرگون
هوش مصنوعی: هر بار که در بازی خودم حرکت میکنم، حال و روز رقیبانم به شدت تغییر میکند و به حالت درمانده و ناتوان در میآیند.