بخش ۱۷ - داستان اسکندر که خود را بر خاک تواضع انداخت و از خاک تواضع سر بر اوج ترفع افراخت
هوش مصنوعی: این متن به نقل قولی از یک دانشمند روم و روس اشاره دارد که دربارهی دوران سکندر و تأثیر او بر مردم صحبت میکند. این دانشمند میگوید که سکندر با خروج از دنیا، بر تخت بلند نشسته و پیغام مشترکی برای مردم دارد که همگی باید با یکدیگر همکاری کنند و از همدیگر حمایت نمایند. او تأکید میکند که هیچکس بالاتر از دیگران نیست و همهی مردم باید در کنار یکدیگر باشند.
سکندر همچنین به ویژگیهای یک پادشاه خوب اشاره میکند که باید بر رعیت خود مهربان باشد و آنها را در برابر سختیها حمایت کند. او بیان میکند که اهمیت در صداقت و عدالت است و پادشاه باید به خواستههای مردم توجه داشته باشد. در نهایت، او بر این نکته تأکید میکند که سود پادشاه باید در بهبود حال مردم باشد و فایدهای ندارد اگر پادشاه صرفاً به فکر منافع خود باشد.
در نهایت، سکندر به عنوان یک نمونهی نیکوکار معرفی میشود که به فکر سعادت و رفاه مردمش بوده و ارتباط بین پادشاه و رعیت را یک پیوند عمیق و وابسته به هم میداند.
چنین گفت دانشور روم و روسکه چون رخت بست از جهان فیلقوس
هوش مصنوعی: دانشمندی از روم و روس گفت که وقتی فیلقوس از این دنیا رفت و سفر خود را آغاز کرد.
سکندر برآمد به تخت بلندصلایی به بالغ دلان درفکند
هوش مصنوعی: سکندر بر روی تخت مرتفعی نشسته و ندایی برای افرادی با دلهای بزرگ و بالغ بلند کرده است.
که ای واقفان از معاد و معاشکه هستیم با یکدگر خواجه تاش
هوش مصنوعی: ای کسانی که با احوال زندگی و آخرت آشنا هستید، بدانید که ما با یکدیگر مانند یک بزرگ و محترم هستیم.
سفر کرد ازین ملک شاه شمابه هر نیک و بد نیکخواه شما
هوش مصنوعی: سلطان شما از این سرزمین سفر کرد و در مسیر خود با هر خوبی و بدی که باشد، به نیکویی رفتار خواهد کرد.
نباشد شما را ز شاهی گزیرکه باشد به فرمان او دار و گیر
هوش مصنوعی: از سلطنت و قدرت شاه نمیتوانید فرار کنید، زیرا همه چیز تحت فرمان اوست.
ندارم ز کس پایه برتریکه باشد مرا وایه سروری
هوش مصنوعی: من هیچکس را ندارم که برتری داشته باشد و به من قدرت سروری بدهد.
ز خیل شما من یکی دیگرمخیال سری نبود اندر سرم
هوش مصنوعی: من هم جزو جمعیت شما هستم و هیچ خیالی در سر ندارم.
مرا با شما نیست رای خلافازین تیرگی دارم آیینه صاف
هوش مصنوعی: من با شما نظری مخالف ندارم، از این تاریکی که دور و برم است، تنها یک آینه پاک و روشن دارم.
پسند شماها پسند من استگزند شما هم گزند من است
هوش مصنوعی: علاقه و سلیقه شما برای من مهم است و اگر به شما لطمهای برسد، آن آسیب به من هم خواهد رسید.
به پاتان اگر زخم خاری فتدمرا در جگر خار خاری فتد
هوش مصنوعی: اگر به پای شما زخم و خاری برود، من نیز مانند شما در دل خود درد و رنج را احساس میکنم.
بجویید از بهر خود مهتریکرم پروری معدلت گستری
هوش مصنوعی: به دنبال کسی باشید که با بزرگواری و kindness رفتار کند و در کارها و امور زندگی به شما کمک کند.
بود او چو چوپان شما چون رمهبه روز و به شب مهربان همه
هوش مصنوعی: او مانند چوپانی است که به رمهاش در طول روز و شب عشق و محبت میورزد.
اگر روز باشد شبانی کندوگر شب رسد پاسبانی کند
هوش مصنوعی: اگر روز باشد، او به عنوان چوپان کار میکند و اگر شب بیفتد، به عنوان نگهبان عمل میکند.
بود از خداوند خود ترسگاربه احسان و افضالش امیدوار
هوش مصنوعی: از خداوند ترس دارد و به بخشش و فضل او امیدوار است.
کف دوستان را چو بارنده میغصف دشمنان را چو برنده تیغ
هوش مصنوعی: دوستانی که آمادگی کمک دارند، مانند بارانی هستند که یاری میرسانند، اما دشمنان، مانند تیغی کشنده هستند که خطرناک و آسیبزنندهاند.
کند پست از همت عرش سایسر شهوت و آز را زیر پای
هوش مصنوعی: کسی که به تلاش و همت خود ارزش میدهد، از خواستهها و تمایلات ناچیز خود بالا میرود و بر آنها غلبه میکند.
دهد آب از چشمه بخردیبدان را کند شست و شوی از بدی
هوش مصنوعی: از چشمه، آب نیکی به انسان خردمند میرسد که او با آن میتواند پاکی و خوبی را به دست آورد و از بدیها خود را دور کند.
بود با رعایا همه چرب و نرمنگهدار ایشان ز هر سرد و گرم
هوش مصنوعی: او با مردم نرمخویانه برخورد میکرد و همواره مراقب بود تا آنها در برابر سختیها و مشکلات احساس ناراحتی نکنند.
ز شرش نکوکار ایمن بودز خیرش بد اندیش ساکن بود
هوش مصنوعی: از شرّ او نیکوکاران در امان بودند و بداندیشان از خیر او هراسان بودند.
سکندر چو شد زین حکایت خموشز جان خموشان برآمد خروش
هوش مصنوعی: وقتی سکندر از این داستان ساکت شد، صدا و نالهای بلند از جان آن خاموشان برخاست.
که شاها سر و سرور ما توییز شاهان مه و مهتر ما تویی
هوش مصنوعی: ای شاه، تو تنها سرور و آقای ما هستی، و از بین همه شاهان، تو بهترین و برترین هستی.
ندیده چو تو هیچ جا هیچ گاهپسندیده تر هیچ کس هیچ شاه
هوش مصنوعی: هیچجا و در هیچ زمانی، هیچ شخصی به اندازه تو دوستداشتنی و پسندیده نیست.
وز آن پس به بیعت گشادند دستبه سر تاج بر تخت شاهی نشست
هوش مصنوعی: پس از آن، با دست به بیعت همدیگر کردند و بر روی تاج، بر تخت شاهی نشسته شدند.
زبان را به تحسین مردم گشادکه نقد حیات از شما گم مباد
هوش مصنوعی: زبانت را برای ستایش مردم باز کن و مراقب باش که ارزش زندگیات از دست نرود.
چو مهرم به گردون سرافراختیدچو سایه به خاکم نینداختید
هوش مصنوعی: وقتی که خورشید (عشق) من را به آسمان بلند کرد، سایهام به زمین نیفتاد.
ز اقبال سکه به نامم زدیددم از خطبه احترامم زدید
هوش مصنوعی: از خوششانسی، سکهای با نام من ضرب کردید و با احترام به من سخن گفتید.
امیدم چنانست از کردگارکزان گونه کز شاهیم ساخت کار
هوش مصنوعی: امید من از خداوند به قدری زیاد است که همانند کاری که او با پادشاهان انجام داده، میتواند زندگیام را تغییر دهد.
ز الهام عدلم کند بهره مندنیفتد به جز عدل هیچم پسند
هوش مصنوعی: از الهام عدل بهرهمند میشود و جز عدالت هیچ چیز دیگری مورد پسند من نیست.
نتابم پی وایه خویشتنچو دونان سر از وایه مرد و زن
هوش مصنوعی: من مانند انسانهای پست و دون، برای دیگران خود را نمیآرایم و به خودم تکیه دارم.
رهانم ز غم هر غم اندیش راکنم مرهمی هر دل ریش را
هوش مصنوعی: من از غم هر کسی که نگران است آزاد میشوم و برای هر دل شکستهای تسکینی فراهم میکنم.
چو شاه از رعیت بود کامخواهگدا باشد اندر حقیقت نه شاه
هوش مصنوعی: وقتی که پادشاه به خواستههای رعیت اهمیت میدهد و برای آنها تلاش میکند، در واقع او تنها یک گدا است، نه پادشاه واقعی.
ز دانندگان داستانیست راستکه خواهنده هر کس که باشد گداست
هوش مصنوعی: این جمله به ما میگوید که کسانی که به دنبال حقیقت و دانش هستند، در واقع همیشه نیازمند و در جستجوی چیزهای بیشتری هستند، حتی اگر در ظاهر خوشبخت یا توانمند به نظر برسند. به عبارتی دیگر، همه به نوعی در جستجوی دانش و آگاهی هستند و این تلاش بینهایت است.
نرسته دل از ننگ حاجتوریچه حاصل از اورنگ اسکندری
هوش مصنوعی: دل از ننگ نیاز و درخواست چه فایدهای دارد؟ به هیچوجه از مقام و سلطنت اسکندر تأثیری نمیگیرد.
سکندر زیان خود و سود خلقهمی خواست از بهر بهبود خلق
هوش مصنوعی: اسکندر به دنبال این بود که هم خود آسیبی نبیند و هم به مردم کمک کند تا وضعیت بهتری پیدا کنند.
ازین سود هرگز زیانی نداشتز دست زیان داستانی نداشت
هوش مصنوعی: هرگز از این منفعت ضرری نرساند، زیرا داستانی از زیان در کار نبود.
گر او شاه بود این گدایان که اندور او روشن این تیره رایان که اند
هوش مصنوعی: اگر او پادشاه باشد، این گدایان که اطراف او هستند، روشنفکرانی هستند که در این زمان تاریک به سر میبرند.
بر او ختم شد شیوه خسرویندید این کهن شیوه از کس نوی
هوش مصنوعی: از او پایان یافت روش پادشاهی، و این روش کهن را از هیچکس نديد.