بخش ۵۴ - داستان وصیت کردن اسکندر که دستش را بعد از وفات از تابوت بیرون گذارند تا تهیدستی وی بر همه کس ظاهر شود
هوش مصنوعی: این شعر به اهمیت نیکوکاری و کرامت انسانی اشاره دارد. شاعر بیان میکند که فرد نیکوکار، اعم از زمانی که زنده است یا هنگام مرگ، با خوبی و خوشی زندگی میکند. سکندر در نامهاش به مادرش، با نصیحت به دوستانش یادآوری میکند که ارزش و اعتبار انسانها به دستاوردهای مادی نیست بلکه به اعمال نیک و کرم آنها بستگی دارد. او اشاره میکند که در زندگی، دست خالی از مادیات هستیم و از دنیای مادی نمیتوانیم چیزی با خود ببریم. در نهایت، شاعر تأکید میکند که باید از همه چیزهایی که داریم، سخاوتمندانه بگذریم و به دیگران کمک کنیم، زیرا هر آنچه در دنیا داریم، در واقع متعلق به ما نیست و باید به نحوی آن را به کار خیر برسانیم.
خوش آن کس که کارش نکویی بودبه نیک و بدش نیکخویی بود
هوش مصنوعی: کسی خوشبخت است که کارهایش خوب باشد و در برابر نیکی و بدی، رفتار نیکو داشته باشد.
چه در وقت مردن چه در زندگیرود روزگارش به فرخندگی
هوش مصنوعی: هر زمانی که فرد در حال زندگی باشد یا در لحظهی مرگش، سرنوشتش به خوبی و خوشی میگذرد.
سکندر چو نامه به مادر نوشتبه جز نامه موعظت در نوشت
هوش مصنوعی: سکندر وقتی نامهای برای مادرش نوشت، فقط نصیحت و پند را در آن گنجاند و چیز دیگری ننوشت.
به یاران زبان نصیحت گشادبه هر سینه گنجی ودیعت نهاد
هوش مصنوعی: به دوستان خود نصیحتی کردم و رازهای گرانبهایی را در دل هر کدامشان نهاد کردهام.
چو بر حاضران گنج گوهر فشاندز ناحاضران نیز غافل نماند
هوش مصنوعی: اگر کسی در حضور جمعی ثروت و نعمت را به دیگران بدهد، افرادی که در آن جمع نیستند هم از این نعمتها بینصیب نمیمانند.
وصیت چنین کرد با حاضرانکه ای از جهالت تهی خاطران
هوش مصنوعی: او به حاضرین گفت که ای کسانی که از نادانی پاک هستید، به حرفهای من گوش دهید.
چو بر داغ هجران من دل نهیدتن ناتوانم به محمل نهید
هوش مصنوعی: زمانی که شما بر غم جدایی من دل میگذارید، جسم ضعیفم را بر دوش میکشید.
گذارید دستم برون از کفنکنید آشکاراش بر مرد و زن
هوش مصنوعی: بگذارید دستم از درون کفن بیرون بیفتد تا همه بتوانند آن را ببینند، چه مرد و چه زن.
ز حالم دم نامرادی زنیدبه هر مرز و بوم این منادی زنید
هوش مصنوعی: از وضعیت من خبر دهید و در هر جایی که هستید، ندا کنید که من در حال ناامیدی هستم.
که این دست دستیست کز عز و جاهربود از سر تاجداران کلاه
هوش مصنوعی: این دست، دستی است که با قدرت و عظمت خود، کلاه را از سر پادشاهان برمیدارد و آنها را به زیر میآورد.
کلید کرم بود در مشت اونگین خلافت در انگشت او
هوش مصنوعی: او کلید قدرت و رهبری را در دستان خود دارد و نشانهی خلافت را بر انگشت خود میزنه.
ز شیر فلک قوت پنجه یافتقوی بازوان را بسی پنجه تافت
هوش مصنوعی: از نیروی آسمانی، قدرت و نیرومندی به بازوان عطا گردید و بازوان قوی، به مدد آن نیرو، تواناییهای بسیاری را به نمایش گذاشتند.
ز حشمت زبر دست هر دست بودهمه دست ها پیش او پست بود
هوش مصنوعی: از بزرگی و عظمت کسی که در مقام بالاتری قرار دارد، همه دستها و قدرتها در مقابل او کوچک و بیمقدارند.
ز نقد گدایی و شاهنشهیز عالم کند رحلت اینک تهی
هوش مصنوعی: از دنیا و مادیات، که همواره فقر و ثروت در آن دیده میشود، اکنون زمان آن رسیده که دنیا را ترک کند و از آن دور شود.
چو بحرش به کف نیست جز باد هیچچه امکان ز وی این سفر را بسیچ
هوش مصنوعی: اگر دریا در دست تو نیست و تنها باد را داری، پس چه امیدی به سفر از این دریا میتوان داشت.
تو هم گیر ازین دست ای خواجه پندبدین دست بگشای از پای بند
هوش مصنوعی: ای خواجه، تو نیز از این راه پند بگیر و دستت را از قید و بند آزاد کن.
به کار جهان بند بودن که چهبدین شغل خرسند بودن که چه
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که انسان باید به کار و فعالیتهای دنیا مشغول باشد و از این که در این راه راضی و خوشنود باشد، اهمیت چندانی ندارد. در واقع، موضوع اصلی این است که مشغول بودن به کار و تلاش در زندگی مهمتر از رضایت شخصی از آن کار است.
چو ز اول تو را مادر دهر زادبه جز دست خالیت چیزی نداد
هوش مصنوعی: از لحظهٔ تولد، تنها چیزی که مادر زمان به تو بخشیده، فقط دستان خالیات بوده است.
ازین ورطه چون پای بیرون نهیبود زاد راه تو دست تهی
هوش مصنوعی: وقتی از این سختی و مشکلات خارج شوی، متوجه خواهی شد که برای ادامه مسیر نیاز به تجهیزات و ابزار کافی داری.
مکن در میان دست خود را گروبه چیزی که گویند بگذار و رو
هوش مصنوعی: به چیزی که دیگران میگویند، اطمینان نکن و خودت را به آن وابسته نکن. بهتر است که از آن دوری کنی و به راه خود ادامه دهی.
بده هر چه داری که این دادن استکه از خویشتن بند بگشادن است
هوش مصنوعی: هر چه که داری را ببخش، زیرا بخشش به معنای رهایی از قید و بندهای درون خودت است.
بود آن تو هر چه دادی ز دستکه در وجه فردات خواهد نشست
هوش مصنوعی: هر چیزی که از تو صادر شده و به دیگران بخشیدهای، در آینده به تو بازخواهد گشت و بر تو تأثیر خواهد گذاشت.
تو را گر به مخزن زر و گوهر استنه آن تو آن کسی دیگر است
هوش مصنوعی: اگر تو به گنجینهای از طلا و جواهرات دست یابی، باید بدان که این ثروت واقعاً تو نیست، بلکه متعلق به فرد دیگری است.