بخش ۵۷ - ندبه حکیم اول
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به وضعت شاه و تقدیر او میپردازد. او از تغییرات زمان و اثراتی که بر سرنوشت شاه گذاشته، صحبت میکند. زمان و تقدیر، تاج و لباس قدرت را از سر و تن شاه ربوده و حالا این سختیها به او روی آورده است. در روزگاری که بر او خوشیها و موفقیتها میگذشت، اکنون بدبختی و غم به سراغش آمده است. شاعر با اشاره به این که از سیر زمان و تقدیر باید شگفتزده شد، میگوید حالا که بخت از او دور شده، باید به وضعیت او گریست. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید میکند که اندوه شاه به اندازهای است که حتی اگر او به خاطر شادی بخندد، به سبب غمها و دلتنگیها هنوز جای گریه وجود دارد.
یکی گفت وقت است ای هوشیارکه گیریم از حال شاه اعتبار
هوش مصنوعی: یک نفر گفت: ای هوشیار، وقت آن رسیده است که از موقعیت و اعتبار شاه استفاده کنیم.
ببینیم کایام با او چه کردسپهر کج اندام با او چه کرد
هوش مصنوعی: به تماشای وضعیت او بنشینیم. ببینیم که سرنوشت و تقدیر با او چه کرده است.
فلک تاج دولت ربود از سرشلباس بزرگی کشید از برش
هوش مصنوعی: سرنوشت و بخت بر آن شخص تاثیر گذاشت و او را از مقام و بزرگی خود تهی کرد.
هر آن سختیی کز سرای درشتز اقبال دولت بر او داشت پشت
هوش مصنوعی: هر مشکلی که از زندگی دشوار به نظر میرسد، به خاطر خوش شانسی و حمایت خداوند بر او چیره خواهد شد.
کنون رو به سوی وی آورده استبه پای سریرش پی آورده است
هوش مصنوعی: اکنون به سمت او توجه کرده و به پای تختش آمده است.
هر آسانیی کز مدار سپهرنمود اندر ایام شاهیش چهر
هوش مصنوعی: هر راحتی که در زمان حکومتش از آسمان به زمین نازل شد، به دلیل چهره زیبایش بود.
کنون روی اقبال ازو تافته ستبه تیغ غمش زهره بشکافته ست
هوش مصنوعی: اکنون چهرهی خوشبختی به سوی او تابیده است و به خاطر غم و اندوه او، دلها شکسته شده است.
ازان بخت بیدار از اینسان که خفتسزد گر کند مرد دانا شگفت
هوش مصنوعی: از آن بخت بیداری که اینگونه خوابیده است، اگر مرد دانایی باخبر شود، شگفتزده میشود.
چنین کز شکر خنده اش لب جداستبه خون گر بگریند بر وی رواست
هوش مصنوعی: او چنان لبخند شیرینی دارد که اگر به خاطر او کسی اشک بریزد، هیچ اشکالی ندارد.
ولی گل چو صرصر ز شاخش ربودبر او گریه ز ابر بهاران چه سود
هوش مصنوعی: اما اگر گل را همچون طوفانی از شاخهاش جدا کنند، گریه کردن به خاطر باران بهاری چه فایدهای خواهد داشت؟