شمارهٔ ۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به یاد سلمی میافتد و نشانههایی از او را از دور مشاهده میکند. دلیلی برای نوستالژی و دلتنگیاش به خاطر خاطرات عاشقانهاش با سلمی وجود دارد. شاعر اشاره میکند که هر بخشی از طبیعت و هر گیاهی گویا یادآور محبوبش است. او از باد درخواست میکند تا به او اجازه دهد به خاطرات سلمی بازگردد و نسبت به او ابراز احساس کند. در ادامه، شاعر به زیبایی و شیرینی لبهای محبوبش اشاره کرده و بیان میکند که عشق او موجب زندگی ابدیاش میشود و او در پی آن است تا از جمال سلمی بهرهمند شود.
خلیلی لاحت لنا دور سلمینشان های سلمی شد از دور پیدا
هوش مصنوعی: در دوردست، نشانههایی از سُمبُل و زیباییهای سلمی به ما نمایان شد و این حس را به ما منتقل کرد که خلیلی در کنار ما قرار دارد.
کهن ناشده داغ او گشت تازهقفا نبک من ذکر من لیس ینسی
هوش مصنوعی: درد و غم او همچنان تازگی دارد و فراموش نمیشود، اشاره به این دارد که یاد من همیشه در ذهن باقی خواهد ماند.
ازین ربع و اطلال هر جا گیاهیکه بینیم گویا زبانی ست گویا
هوش مصنوعی: هر جا که در این منطقه و خرابهها گیاهی ببینیم، به نظر میرسد که آن گیاه دارد چیزی را به ما میگوید.
جز افسون سلمی و افسانه اونخوانند بر ما نگویند با ما
هوش مصنوعی: جز سحر و جادو و داستان سلمی، هیچ چیز دیگری در مورد ما گفته نمیشود و هیچ کس با ما صحبت نمیکند.
خدا را رو ای باد و از من بنه رخبه خاک رهش مرة بعد اخری
هوش مصنوعی: ای باد، روی خدا را به من نشان بده و قبل از اینکه برای بار آخر به خاک بیفتم، به او بگو.
به عرضش رسان کای درین دیر کردهلب لعلت احیای رسم مسیحا
هوش مصنوعی: به او بگو که در این زمان که در این مکان هستی، لبان زیبایت باعث زنده شدن رسوم و آداب مسیحی شدهاند.
حیات ابد می کند بنده جامیز لعل تو دریوزه و الامر اعلی
هوش مصنوعی: زندگی جاویدان به بندهات میدهد، با جامی از سنگ قیمتی تو، و کارها به دست پروردگار است.