شمارهٔ ۶۶
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار از ورود یک محبوب به خلوت خود سخن میگوید که نور چهرهاش بر تاریکیهای زندگیاش تابیده و دولت و سعادت او را به ارمغان آورده است. او از درد و رنجی که از عشق این محبوب کشیده، به شوق و خوشحالی رسیده و به تعبیری دیگر، با گلهای راحتی که از محنتش زاده شده، زندگی را طی میکند. شاعر به شدت شیفته محبوب است و حتی جانش را برای دیدار او فدای قدمهایش میکند، اما از بیتوجهی او نسبت به فدایش گلایه دارد. در نهایت، او از همت و اراده غایب خود برای وصل به محبوب سخن میگوید و درصدد است که ارادهای قوی داشته باشد تا به آن مقصود برسد.
کیست آن مه که درآمد ز در خلوت ماکه شد از عکس رخش نور همه ظلمت ما
هوش مصنوعی: کیست آن کسی که به خلوت ما وارد شد و با درخشش چهرهاش، همه تاریکیهای ما را روشن کرد؟
آفتابی ست درخشنده که از طلعت اورفت بر چرخ برین کوکبه دولت ما
هوش مصنوعی: نور فشانی میکند که از زیبایی او، قدرت و عظمت ما بر آسمان تشعشع مییابد.
می سرشتیم گل محنت از آب مژه شکرکه برآمد گل راحت ز گل محنت ما
هوش مصنوعی: ما از اشکهایی که ریختهایم، گلهای درد را پرورش دادیم و اکنون از این گلهای درد، گل خوشحالی و راحتی به وجود آمده است.
جان ز کف رفت چه سازیم نثار قدمشگر پس از مرگ خرامد به سر تربت ما
هوش مصنوعی: اگر جان ما از دست رفت، چه کار میتوانیم بکنیم؟ تنها میتوانیم برای قدمهای او قربانی کنیم، اگر پس از مرگش بر سر مزار ما بیاید.
سگ او خواند رقیب از سر خواری ما رااین لقب در دو جهان بس سبب عزت ما
هوش مصنوعی: علی رغم اینکه او به ما توهین میکند، این رفتار باعث میشود که ما در هر دو دنیا با عزت و احترام بیشتری شناخته شویم.
جان فشاندیم به خاک قدمش لیک چه سودکه نیفتاد قبول کرمش خدمت ما
هوش مصنوعی: ما جان خود را در راه قدمهای او فدای کردیم، اما متأسفانه فایدهای نداشت چون او از ما پذیرایی نکرد.
غایب همت ما وصل وی آمد جامیهمتی دار که کاری بکند همت ما
هوش مصنوعی: آنچه ما به دنبالش هستیم، وصل شدن به اوست. ما باید تلاش و همتی بکنیم که کاری انجام دهیم و به هدف خود برسیم.