شمارهٔ ۸۹
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر به احساس درد و غم ناشی از دوری محبوب اشاره میکند. او از ناتوانی در دسترسی به وصل محبوب گلایه دارد و این بینصیب بودن را با درد غربت مقایسه میکند. شاعر به تأکید بر زیبایی چهره محبوب از دور میپردازد و معتقد است که دوری از چشم رقیب بهتر است. او همچنین از طبیب میخواهد که درمانی برای درد عشق بیابد و ناامیدی خود را از نبودن محبوب ابراز میکند. نهایتاً، او به یاد محبوب و زیباییاش میپردازد و میگوید که نالهاش از دوری محبوب طبیعی است.
چون نصیب ما نشد وصل حبیبما و درد بی نصیبی یا نصیب
هوش مصنوعی: وقتی که ما نتوانستیم به معشوق خود برسیم، دردی که ناشی از بینصیب بودن است وجود دارد یا اینکه میتوانیم به نصیب و قسمت خود فکر کنیم.
درد دوری زان در از من پرس و بسمحنت غربت نداند جز غریب
هوش مصنوعی: درد دل جدایی را از من بپرس، زیرا تنها شخص دور از وطن میداند چقدر تحمل سختیهای غربت دشوار است.
گرچه از نزدیک خوب است آن دو رخدور بهتر باشد از چشم رقیب
هوش مصنوعی: اگرچه داشتن زیبایی نزدیک خوب است، اما بهتر است چهرهی محبوب از دید رقیب پنهان بماند.
کی توان سودای عاشق را علاجترک این ماخولیا کن ای طبیب
هوش مصنوعی: که کیست که بتواند شوق و آرزوی عاشق را درمان کند؟ ای پزشک، این ناراحتی را برطرف کن.
شحنه را گر درد دین بودی زدیگردن واعظ به شمشیر خطیب
هوش مصنوعی: اگر شحنه (پاسبان) به حقیقت دین اهمیت میداد، بیتعارف گردن واعظ را به دلیل گفتارهای نادرستش میزد.
روی خود بنمایمت گفتی ز دورکاش بودی این سعادت عن قریب
هوش مصنوعی: او به من گفت که خودت را نشان بده، ای کاش از دور این خوشبختی را داشتی که بهزودی به تو خواهد رسید.
ناله جامی ز شوقت دور نیستزانکه تو برگ گلی او عندلیب
هوش مصنوعی: نالههای جام به خاطر دوری از تو دور نیستند، زیرا تو همانند گلی هستی که بلبل به سویش پرواز میکند.