شمارهٔ ۹۰
هوش مصنوعی: در این ابیات شاعر به عشق و دلتنگی خود اشاره میکند. او از کسی که به او مشت میزند میگوید که نباید به حبیب (عاشق) نگاه کند، چون هیچکس مانند او غرق در دست رقیب نیست. همچنین اشاره میکند که اگر کسی دستش را به نبض او بگذارد، شعلهای از عشق او شعلهور میشود. شاعر تنش عشق را عواملی میداند که آداب و اخلاق را برهم میزند و تأکید میکند که کسی که از عشق تو آگاه باشد نمیتواند مودب بماند. او به روز آدینه اشاره میکند و با حسرت میگوید که در آن روز خطبهای به نام عشقش خوانده میشود. در ادامه، به زیباییها و جذابیتهای عشق اشاره میکند و میگوید هر کس با چهرهی شیرین عشق پیوند برقرار کند، به عمق معنا نمیرسد. در نهایت، کوشش میکند که از جهانی غریب و خیال پردازیهای فراتر از عشق چشم بپوشد.
می زند مشت به رویم که مبین سوی حبیبهیچ کس نیست چو من مشتکی از دست رقیب
هوش مصنوعی: او به من ضربه میزند و میخواهد که به محبوبم نگاه نکنم. هیچکس به اندازه من در این وضعیت دلتنگی نیست و از دست رقیب در عذابم.
گر نهد دست به نبض من محرور زندشعله چون شمع ز تاب تبم انگشت طبیب
هوش مصنوعی: اگر کسی دستش را بر نبض من بگذارد، حرارت من به قدری زیاد است که مانند شمع شعلهور میشود. انگشت پزشک هم نمیتواند این حالت را نادیده بگیرد.
هر که را عشق تو آداب خرد بر هم زدنیست ممکن که مودب شود از پند ادیب
هوش مصنوعی: هر کسی که عشق تو باعث شده آداب و رسوم عقل را زیر پا بگذارد، نمیتواند از نصیحتهای معلم وادب شود.
روز آدینه به مقصوره درآ تا خواندخطبه سلطنت حسن به نام تو خطیب
هوش مصنوعی: در روز جمعه به محل عبادت برو و ببین چگونه خطبهای درباره سلطنت حسن خوانده میشود که به نام تو خطیب است.
بر چمن گر گذرد نکهتی از پیرهنتپر شود دامن و جیب سمن و غنچه ز طیب
هوش مصنوعی: اگر نسيمی از لباست بر چمن بگذرد، دامن و جیب پر از عطر گلها و غنچهها خواهد شد.
هر که با صورت شیرین پسران عشق نباختنیست از معنی پیران رهش هیچ نصیب
هوش مصنوعی: هر کسی که با چهرههای دلنشین و زیبا در عشق بازی نکند، از درک و بهرهمندی از معانی عمیق و حکمتهای کهن بیبهره است.
جامی آن مه به غریبان ننهد گوش مکنبیش ازین در سخن انگیز خیالات غریب
هوش مصنوعی: آن ماه زیبا به غریبهها توجهی ندارد، دیگر در سخنان به سبکهای عجیب و غریب نغو نمیکنم.