شمارهٔ ۱۰۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و ارادت عمیق خود به معشوق سخن میگوید. او بیان میکند که هر جان گرامی را فدای محبوبش میکند و سایه معشوق را بر سر خود میپسندد. شاعر از قدرت نگاه معشوق سخن میگوید که میتواند رنج و ننگ زندگی را برطرف کند. او همچنین به رحمت معشوق اشاره میکند و میگوید که حتی اگر معشوق ستم کند، این ستم را از رحمت دیگران بهتر میداند. در ادامه، شاعر از برتری و شکوه معشوق نسبت به شاهان میگوید و دلش که در حریم معشوق آرام گرفته را توصیف میکند. در نهایت، شاعر میخواهد که از شوق خود بیان نکند تا مبادا آتش عشقش شعلهور شود.
گذر فتاد به سر وقت کشتگان غمتهزار جان گرامی فدای هر قدمت
هوش مصنوعی: در مسیر زندگی، ناچار به یاد کشته شدگان عشق تو میافتم؛ این دلهای گرامی و عزیز، به خاطر هر قدمی که برداری، جان خود را فدای تو میکنند.
فکند سرو قدت بر من از کرم سایهمباد از سر من دور سایه کرمت
هوش مصنوعی: سایهی قد بلند تو به خاطر لطف و کرمت بر من افتاده است، مبادا که سایهی مهربانیات از سر من دور شود.
به یک نگاه تو رستم ز ننگ هستی خویشخوش آن که سوی وی افتد نگاه دمبدمت
هوش مصنوعی: با یک نگاه تو، رستم از ننگ و عیب خود فارغ میشود. خوشا به حال کسی که نگاه تو به او بیفتد.
نیاید از تو ستم ور ستم کنی به مثلز رحمت دگران خوشتر آیدم ستمت
هوش مصنوعی: اگر از تو ستمی نرسد، و اگر خودت نیز ستم کنی، برای من این رحمتِ دیگران خوشایندتر است.
کمر به خدمت تو بسته اند کج کلهانشکست شوکت شاهان ز حشمت حشمت
هوش مصنوعی: دستگاههای سیاسی و حکومتی برای خدمت به تو آمادهاند، زیرا افرادی که با کجفکری و بیتوجهی خود، قدرت و عظمت شاهان را از بین بردهاند، اکنون در برابر تو به تواضع و خدمتگزاری آمدهاند.
حریم سدره شده ست آشیان مرغ دلمهنوز رشک برد بر کبوتر حرمت
هوش مصنوعی: جای امن و آرامش درخت سدر، پر Nest مرغ دلم شده است، اما باز هم بر کبوتر حرمت، حسادت میورزد.
به نامه درج مکن شرح شوق خود جامیمباد شعله زند آتش از نی قلمت
هوش مصنوعی: در نامهات از شور و شوق خود صحبت نکن، چرا که ممکن است کلماتی که به کار میبری آتش عشق را شعلهور کند.