شمارهٔ ۱۳۸
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و دلپذیری صبحگاه و طبیعت است. شاعر از هوای معتدل و خوشایند صبح صحبت میکند و به گلها و رنگهای شاداب باغ اشاره میکند. او همچنین به اهمیت شادی و دلخوشی در زندگی انسانها پرداخته و بر این نکته تأکید دارد که باید از زیباییهای طبیعت و لذتهای زندگی بهرهبرداری کنیم. در نهایت، شاعر به بیتوجهی محتسب به مستان و شراب اشاره کرده و میگوید که در این فضا، زهد و خودداری از شادیها چندان جالب نیست.
صبحدم عرض چمن کن که هوا معتدل استوز نم نیم شبی راه نه گرد و نه گل است
هوش مصنوعی: صبح زود هنگامی که هوا دلپذیر است، از چمن بیرون برو و از زیباییهای آن لذت ببر، زیرا در نیمه شب، نه گردی وجود دارد و نه گل و گیاهی برای تماشا.
تخته خاک ز بس گل که دمیده ست ز گللوح صورت گری خامه زنان چگل است
هوش مصنوعی: خاکی که زیباییهای زیادی از آن شکوفا شده، بهگونهای است که هنرمندان با قلم خود بر روی آن تصویر میکشند و نقشها را به وجود میآورند.
ابر گو سایه مینداز که گرد لب جویسایه نارون و بید به هم متصل است
هوش مصنوعی: ابر، خواهش میکند که سایهاش را بر زمین بیندازد، زیرا سایهی درختان نارون و بید که در کنار جوی قرار دارند، به هم نزدیک و متصل شدهاند.
بسته در شاخ گلی خرم و خندان دل خویشهر که چون غنچه درین فصل ز ارباب دل است
هوش مصنوعی: در دل شاداب و خندان خود، مانند غنچهای که در این فصل باز شده، به عشق و محبت فکر کن، چرا که هر کسی که چنین احساسی دارد، دلش به ارباب عشق و محبت متصل است.
بر لب کشت چرا سرخ برآمد لالهگرنه در دور گل از ساغر خالی خجل است
هوش مصنوعی: بر لب کشت، لالههای سرخ گل کردهاند و اگر در دور و بر گلها ساغر خالی باشد، خجالتآور است.
محتسب گر نزند بر خم می سنگ ستمهر جفایی که کند در حق مستان بحل است
هوش مصنوعی: اگر محتسب بر روی جام شراب ضربهای نزند، هر ظلمی که در حق نوشندگان شراب انجام شود، مجاز خواهد بود.
بوستان دلکش و می بیغش و یاران سرخوشجامی از زهد خود امروز عجب منفعل است
هوش مصنوعی: باغی زیبا و انگورهایی خوشطعم و دوستان شاد، امروز با دیدهای پر از شگفتی به زهد و پارسایی خود نگاهی میاندازند.