شمارهٔ ۱۴۹
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و ویژگیهای خاص معشوق و مفهوم عشق است. شاعر میگوید که نباید تصویر خود را با معشوق مقایسه کند، چرا که او از نظر زیبایی بینظیر است. همچنین اشاره میکند که با وجود طی کردن مسیر طولانی به سمت عشق، هنوز به هدف نرسیده است. در ادامه، به گونهای کنایهآمیز میگوید که زیبایی تنها در صورت معشوق نمیگنجد و دیگران نمیتوانند به نور و زیبایی او نزدیک شوند، مگر آنکه از تاریکی و شعلههای دلشان رهایی یابند. در پایان، به عاشقان تأکید میزند که باید خود را از دنیا دور کنند و به میکده و باده رو آورند، زیرا در آنجا آرامش و زیبایی واقعی را مییابند.
روی خود را مگو شریک مه استدر نکویی که لاشریک له است
هوش مصنوعی: به دیگران نگو که زیبایی تو مانند ماه است، چرا که زیبایی ماه بینظیر و یکتا است.
نارسیده به چارده سالترویت افزون ز ماه چارده است
هوش مصنوعی: هنگامی که به سن چهارده سالگی نرسیدهای، چهرهات زیباتر از ماه کامل است.
ملک هستی تمام طی کردمتا به وصلت هنوز نیمه ره است
هوش مصنوعی: من تمام مراحل زندگی را پشت سر گذاشتهام، اما هنوز به وصال تو نرسیدهام و نیمهراه هستم.
تا تو بستی نقاب تو بر توبر رخم خون بسته ته به ته است
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو نقاب خود را بر چهرهام گذاشتی، خون به خون بسته شده و همه چیز در هم تنیده است.
کی پذیرد ز شمع و مشعله نورهر که را شب ز دود دل سیه است
هوش مصنوعی: هیچکس نور شمع و مشعل را نمیپذیرد، اگر شب در دلش تاریک و پر از غم باشد.
جانب عاشقان نگه می دارحشمت پادشاه از سپه است
هوش مصنوعی: به محبوبان توجه کن، زیرا که اهمیت و شان آنها مانند قدرت یک پادشاه است.
خانقه میکده ست جامی راباده کهنه پیر خانقه است
هوش مصنوعی: در خانقاه، میکدهای وجود دارد که جامی پر از شراب کهنه را به نمایش میگذارد و این جام به نوعی نماد تجربه و wisdom آن پیر خانقاه است.