شمارهٔ ۱۹۲
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر تجربههای دلشکسته و یادآوری مفاهیم عشق و جدایی است. شاعر میگوید که هیچکس وفای واقعی را ندیده و تنها جفا را تجربه کرده است. او احساس میکند که فردی که بدرفتاری میکند، او را بهخوبی درک نکرده و از عمق درد و آلامش بیخبر است. شاعر به آسیبهای عاطفی و ناامیدی ناشی از عشق اشاره میکند و معتقد است که هیچکس نمیتواند درکی از درد و رنج او داشته باشد. در نهایت، او به غم و اندوهی اشاره میکند که ناشی از محبت و اشتیاق به خوبان است و این غم را به نوعی بلا توصیف میکند.
کس از خوبان وفا هرگز ندیده ستجز آیین جفا هرگز ندیده ست
هوش مصنوعی: هیچکس از نیکان وفاداری را تجربه نکرده است، به جز اینکه فقط بیوفایی را دیده است.
کند نادیده آن بدخو چنانمکه پنداری مرا هرگز ندیده ست
هوش مصنوعی: بدخلق به گونهای با من رفتار میکند که گویی هرگز مرا ندیده و برخی از احساسات و ارتباطات ما برای او قابل تصور نیست.
دل زان چشم جادو شیوه ها دیدکز آهوی خطا هرگز ندیده ست
هوش مصنوعی: دل از آن چشمان جادوگر، روشهایی را مشاهده کرد که آهوی خطا هرگز نتوانسته بود آنها را ببیند.
خراش دل چه گویم کان گل اندامز خار آزار پا هرگز ندیده ست
هوش مصنوعی: چه بگویم از درد دل، که این موجود زیبا و خوشاندام هرگز از خار پا آزار ندیده است.
نیاید جز کسی را دجله در چشمکه آب چشم ما هرگز ندیده ست
هوش مصنوعی: تنها کسی میتواند دجله را در چشمانش ببیند که هرگز اشکهای ما را ندیده باشد.
جدا زان مه چه سان مانم که تن راکسی بی جان بقا هرگز ندیده ست
هوش مصنوعی: چطور میتوانم از آن ماه نازنین دور بمانم، در حالی که هیچکس هرگز نتوانسته است بدنی را که روحی ندارد، زنده نگه دارد؟
بلا باشد غم خوبان و جامیخلاصی زین بلا هرگز ندیده ست
هوش مصنوعی: دغدغه و رنجی که خوبان دارند، یک معضل است و کسی هرگز نتوانسته از این معضل نجات یابد.