شمارهٔ ۲۴۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و شگفتی معشوق خود اشاره میکند و ابراز میکند که حتی در دلندیشی و صبر خود، هیچ چیزی را از او دریغ نکرده است. او تمجید میکند که همهی خوبیها و زیباییهای عالم از معشوق سرچشمه میگیرد و هیچ چیز را از او دریغ نمیدارد. شاعر همچنین به فدای بوی خوش معشوق و لطف و محبت او اشاره میکند و میگوید که در عشق و شیدایی خود، هیچ چیز از او کم نشده است. در پایان، به دعا و اجابت آن پرداخته و تأکید میکند که در زمان نیاز، رحمت و لطف او در دسترس است.
صبا ز چشم من آن خاک پا دریغ نداشتچو دید اهل نظر توتیا دریغ نداشت
هوش مصنوعی: باد صبحگاهی، از چشمان من حتی ذرهای از خاک پای یار را دریغ نکرد، چون اهل نظر و درک، دیدند که توتیا (داروی بینایی) از چشمم به اندازهای ارزشمند است که هیچگاه از آن دریغ نمیدارم.
بناز بر همه خوبان که هیچ نکته حسنازین شمایل موزون خدا دریغ نداشت
هوش مصنوعی: به همه خوبانی که در دنیا وجود دارند، افتخار کن، زیرا خداوند هیچ ویژگی زیبایی را از این ظاهری که خلق کرده دریغ نکرده است.
بهای وصل تو دل عقل و صبر و دین همه دادچو بود مایل کالا بها دریغ نداشت
هوش مصنوعی: بهای نزدیکی و عشق تو باعث شد که دل و عقل و صبر و دین همه تسلیم شوند و هیچ چیز برای دستیابی به تو کم نگذاشتند، زیرا وقتی چیزی خواسته میشود، هیچکس در مورد هزینه آن دریغ نمیکند.
شدم نشانه به عشق بتان و غمزه توازین نشانه خدنگ جفا دریغ نداشت
هوش مصنوعی: عشق من به زیبا رویان و نگاه پر از غمزهات باعث شد که من هدف تیر سخن و جفا باشم و از این تیرهای بیرحم قطعاً دریغی نخواهی داشت.
فدای بوی خوشت باد جان که پیرهنتز باد و باد ز گل گل ز ما دریغ نداشت
هوش مصنوعی: عشق و علاقهام به عطر خوش تو مرا تسخیر کرده است، ای جانم. چونکه پیراهن تو از نسیم و نسیم از گل الهام گرفته، اما ما از این شرایط غمگین نیستیم.
مگیر سایه ز من ای که سر به سر لطفیکه شاه سایه لطف از گدا دریغ نداشت
هوش مصنوعی: ای کاش از من دور نشوی، زیرا تو بخشندهای هستی که حتی شاه نیز از محبتش به گدا دریغ نمیکند.
ز دست جامی اگر چند خدمتی نایدبه وقت های اجابت دعا دریغ نداشت
هوش مصنوعی: اگر از دست کسی جامی را بگیریم، هرچند که در زمانهای مناسب دعا جواب ندهد، نباید از کمک و خدمت کردن دریغ کنیم.