شمارهٔ ۲۸۴
هوش مصنوعی: این شعر به احساس غم و اندوه شاعر اشاره دارد و از افرادی که در نزدیکی او هستند میخواهد که او را در این حالت تنها نگذارند. او خواستههای خود را بیان میکند و از آنها میخواهد که به یادش باشند و غمهایش را بشمارند. شاعر بر این نکته تأکید میکند که حتی پس از مرگش نیز یادش را فراموش نکنند و به غمها و حسرتهایش توجه داشته باشند. او احساس تنهایی و عدم را تجربه میکند و در پایان به زیبایی و لطافت یادها و خاطراتش نسبت به روزهایی که در میان آنان بوده است، اشاره میکند.
ای کسانی که در آن کوی گذاری داریداین چنین در غم و اندوه مرا مگذارید
هوش مصنوعی: ای افرادی که در آنجا رفت و آمد میکنید، مرا در این غم و اندوه تنها نگذارید.
ناگهان گر سوی آن ماه گذاری بکنیدبر شما باد که از حالت من یاد آرید
هوش مصنوعی: ناگهان اگر به سوی آن معشوق زیبا بروید، امیدوارم یاد من را در دل داشته باشید.
سر به سر قصه غمهای مرا غصه دهیدیک به یک محنت و اندوه مرا بشمارید
هوش مصنوعی: تمامی داستان غمهایم را به یاد داشته باشید و به خاطر بسپارید. هر یک از دردها و رنجهایم را به دقت مرور کنید و بشمارید.
می روم سوی عدم جان مرا بستانیدیادگاری به سگان در او بسپارید
هوش مصنوعی: به سمت جایی میروم که هیچ چیز نیست، لطفاً جانم را بگیرید و یادگاری از من برای سگان بگذارید.
تن فرسوده من بر سر راهش فکنیدچه شود یک خس و خاشاک دگر انگارید
هوش مصنوعی: بدن فرسودهام را در مسیر او بیندازید؛ چه تفاوتی میکند، من تنها یک خار و خاشاک دیگر هستم.
بعد مرگ از من محروم گهی یاد کنیدشکر آن را که نه محروم ازان دیدارید
هوش مصنوعی: بعد از مرگم گاهی مرا به یاد آورید و بر این موضوع شکرگزاری کنید که شما از دیدن من محروم نیستید.
جز گیاه غم و حسرت ندمد از گل منهر چه در روز ابد بر سر خاکم کارید
هوش مصنوعی: تنها گیاه غم و حسرت از گل من میروید و هر چیزی که بر سر خاکم در روزگار ابد بکارید، فایدهای ندارد.
باغ خلد ار شودم جای هنوزم باشدبر شما رشک که در سایه آن دیوارید
هوش مصنوعی: اگر در باغ بهشتی هم سکونت داشته باشم، باز هم به شما حسادت میکنم چراکه شما در سایه آن دیوار زندگی میکنید.
رفت آغشته به خون جامی ازان کوی به خاکشاید ار بر سرش از دیده و دل خون بارید
هوش مصنوعی: شخصی که در میان آن جمعیت و فضایی خاص قدم میزند، با وجود اینکه دچار آسیب و سختی شده، بر زمین میافتد. شاید اگر دل و چشمان او بدانند که چه بر او گذشته، از غم و اندوه اشک بریزند.