شمارهٔ ۲۸۷
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و زیبایی معشوق است. شاعر از شدت عشق و تأثیری که چهره محبوب بر دلش دارد، صحبت میکند. تیر عشق به او اصابت کرده و دلش را زخمی کرده است. او به زیباییهای معشوق به مانند شکفتن گل و بارش ابر اشاره میکند و از چاک و درد شوق خود میگوید. شاعر همچنین اشاره میکند که عشق به محبوبش او را از ارزشهای اجتماعی پایینتر آورده است. نهایتاً، او از وصف جمال معشوق در شعرش صحبت میکند و آن را نورانی و الهامبخش میداند.
تیر تو افتاد دور جان من افگار کردبر هدف آمد ولی بر دل من کار کرد
هوش مصنوعی: تیر تو به دور از من پرتاب شد و جانم را غمگین کرد. تیر به هدف خود رسید، اما بر دل من تأثیر گذاشت.
پیش رخت وقت گل لاله شکفتن نخواستسینه زد از شوق چاک داغ خود اظهار کرد
هوش مصنوعی: در حضور تو، وقتی زمان گل لاله بود، شکفتن هم نیازی نبود؛ دل از شوق، زخم خود را نشان داد و احساسش را بروز کرد.
ابر چمن را ز گل روی تو آمد به یادنعره بسیار زد گریه بسیار کرد
هوش مصنوعی: ابر به خاطر زیبایی تو به چمن فکر میکند و از شدت احساسش خیلی ناله و گریه میکند.
مهر که دیوار و در پرتو رویش گرفتروی تو را دید جا در پس دیوار کرد
هوش مصنوعی: نور چهرهات مانند خورشید، دیوار و در را روشن کرده است و من توانستم تو را ببینم و در این تابش، راهی برای خودم در پشت دیوار باز کردم.
لعل تو آمد مسیح کز دم جانبخش خویشداد شفا هر که را چشم تو بیمار کرد
هوش مصنوعی: گوهر تو چون مسیح است که با کلام شفا بخش خود، هرچند توانایی را بهبود میبخشد، همچنان که چشمان تو باعث بیماری دیگران شده است.
طعنه به خواری مزن زانکه عزیز جهانبودم ازین پیشتر عشق توام خوار کرد
هوش مصنوعی: به من توهین نکن، زیرا من قبلاً فردی با ارزش در این دنیا بودم و عشق تو باعث شد که احساس حقارت کنم.
جامی از آغاز نظم وصف جمال تو گفتمطلع دیوان خویش مشرق انوار کرد
هوش مصنوعی: شاعر از ابتدا با الهام از زیبایی تو شروع به سرودن کرده و با این کار، نورها و جلوههای زیبایی را در آثارش نمایان کرده است.