شمارهٔ ۲۸۸
هوش مصنوعی: این شعر درباره شادی و سرمستی است که از موسیقی و زیباییهای طبیعت ناشی میشود. شاعر به تأثیر موسیقی بر دلهای عاشقان اشاره میکند و بیان میکند که در محفلهای شاد هیچکس نمیتواند حضور یابد مگر آنکه از شراب عشق بهرهمند باشد. او نسبت به بیثمر بودن برخی تلاشها هشدار میدهد و از زیباییهای طبیعی مانند گل و سبزه یاد میکند که روح را شاداب میکند. همچنین به زلفهای معشوق و زیباییهایشان اشاره دارد و در نهایت به این نکته میرسد که پذیرش آلودگی در زندگی، به جای خودداری از آن، امری طبیعی است.
مطرب آهنگ ترنم های شوق انگیز کردوز دم نی آتش صاحبدلان را تیز کرد
هوش مصنوعی: موسیقیدان با نواهای شگفتانگیز خود شوق و احساس را به جان شنوندگان القا کرد و صدای نی او، آتش عشق و محبت در دلهای صاحبدلان را شعلهورتر ساخت.
در حریم بزم رندان پای نتواند نهادجز حریفی کز سبوی باده دستاویز کرد
هوش مصنوعی: در محفل رندان، تنها کسی میتواند وارد شود که دلش از شراب پر باشد و بتواند با آنها همنشینی کند.
کوهکن گو تیشه بی حاصل مزن چون دور چرخلعل جان افزای شیرین روزی پرویز کرد
هوش مصنوعی: ای کوهنورد، تیشهات را به کار نبر، زیرا دور زمانه، لذت و شیرینی زندگی را از پرویز گرفت.
سبزه نو خاست گرد گل تو را از مشک ناببا اسیران هر چه کرد این سبزه نوخیز کرد
هوش مصنوعی: سبزه تازهای سر از خاک برآورده است که گرد گل تو را به زینت مشک ناب آراسته و با اسیران هر چه کرد، این سبزه تازه هم زایش یافت.
زلف مشکین تو را در باغ بر هم زد صباجعد سنبل را عبیر افشان و عنبیربیز کرد
هوش مصنوعی: باد صبحگاهی زلفهای مشکی تو را در باغ به هم ریخت و همچنین پیچ و تاب سنبلها را خوشبو کرد و عطرش را پراکند.
داشت ارزانی خیالت دوش تشریف قدوممردم چشم منش از گریه گوهرریز کرد
هوش مصنوعی: دیشب خیال تو به قدری برایم ارزشمند بود که اشکهایم مانند جواهراتی گرانبها از چشمانم ریخت.
دعوی پرهیزگاری نیست جز آلودگیوقت جامی خوش کزین آلودگی پرهیز کرد
هوش مصنوعی: ادعای دینداری یا پرهیزکاری تنها به معنای آلوده کردن وقت نیست، بلکه بهجای اینکه از این آلودگیها دوری کنیم، باید به دنبال لذت از زندگی و لحظههای خوش بود.