شمارهٔ ۲۹۲
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر، عشق و دلدادگی خود را به معشوق به تصویر میکشد. او بیان میکند که روزی با عشق به سوی معشوق میرود و در آستان او به سجده میافتد. او از غم و درد ناشی از جدایی سخن میگوید و میخواهد با نالههایش هم نفسی با معشوق داشته باشد. شاعر همچنین از این شکایت میکند که درد دلش بیشتر شده و به دنبال راهی برای رفع این درد است. در نهایت، او از معشوق میخواهد که با بوسهای دلش را آرام کند یا آنکه او را به میکدهای دعوت کند تا با نوشیدن جامی، مشکلات عشق را حل کند.
شبی به سوی تو از دیده پای خواهم کردبر آستان تو دزدیده جای خواهم کرد
هوش مصنوعی: شبی به سمت تو نگاه میکنم و به آرامی در نزدیکی تو قرار میگیرم.
به رسم سجده جبین را به خاک مقدم توبرای دیده خود سرمه سای خواهم کرد
هوش مصنوعی: من پیشانیام را برای سجده در برابر تو بر خاک گذاشته و برای زیباتر کردن چشمهایم از خاک قدومت سرمه خواهم ساخت.
درین سرا به غمت خو گرفته ام بفرستغمی که زاد ره آن سرای خواهم کرد
هوش مصنوعی: در این خانه به خاطر غم تو عادت کردهام و حالا بفرست غمی دیگر که به آن راه نیاز دارم.
به هر طرف که روی در قفای محمل توبه ناله هم نفسی با درای خواهم کرد
هوش مصنوعی: هر جا که روی، من در پی تو هستم و با صدای ناله و اندوهی که دارم، احساس تنهایی و دلتنگیام را بیان میکنم.
فزود محنتم از دل به داغ فرقت توسزای این دل محنت فزای خواهم کرد
هوش مصنوعی: افزایش درد و رنج من از جدایی تو به خاطر این دل، سزاورش این است که بیشتر رنج بکشد.
به بنده بوسی ازان لب حواله کن ور نیحواله لب تو با خدای خواهم کرد
هوش مصنوعی: اگر به من از آن لب زیبا بوسی بدهی، خوب است؛ وگرنه من لب تو را به خدا واگذار میکنم.
درآ به میکده جامی که حل مشکل عشقبه جام باده مشکل گشای خواهم کرد
هوش مصنوعی: وارد میخانه شو و جامی بگیر که با نوشیدن آن، مشکلات عشق را حل خواهم کرد.