شمارهٔ ۳۳۷
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عشق عمیق و وابستگی شاعر به معشوق است. شاعر از خوشحالی خود به خاطر وصال معشوق سخن میگوید و زیبایی او را ستایش میکند. او به شدت به معشوق وابسته است و هیچ چیز دیگری را به پای او نمیگذارد. شاعر همچنین از وفاداری خود به معشوق صحبت میکند و تأکید میکند که هرگز به کسی دیگر وفا نخواهد کرد، حتی اگر معشوق او را جفا کند. در نهایت، شاعر به سرنوشت و تقدیر نیز اشاره میکند و بیان میکند که هر آنچه در تقدیر نوشته شده، تغییر نمیکند.
خوش آنکه وصال تو میسر شده باشدچشمم به جمال تو منور شده باشد
هوش مصنوعی: خوشا به حال آن کسی که به دیدار تو نائل آمده است و چشمانش به زیبایی های تو روشن شده است.
ریزم ز مژه اشک دمادم که بشویدگر غیر تو در دیده مصور شده باشد
هوش مصنوعی: اشکهای ریز از چشمانم به طور پیوسته میریزد تا اینکه اگر کسی جز تو در ذهنم نقش بسته باشد، آن را پاک کند.
با هیچ برابر نکنم آنکه سر مندر پای تو با خاک برابر شده باشد
هوش مصنوعی: هرگز هیچ چیزی را با کسی که جانم را فدای تو کردهام مقایسه نخواهم کرد.
زین بیش مکن سرکشی ای شوخ و بیندیشزان لحظه که آهم به فلک بر شده باشد
هوش مصنوعی: دیگر از سرکشی خودداری کن، ای نازک خیال. به یاد داشته باش که روزی ممکن است آوای نالهام به آسمان برسد.
شد قامت من حلقه در آن فکر که دستمدر حلقه آن جعد معنبر شده باشد
هوش مصنوعی: قامت من به شکل حلقهای در آمده و من به قدری به این فکر مشغول هستم که دلم میخواهد دستم در حلقه موهای زیبای او درگیر شود.
هرگز به وفا با دگری عهد نبندمگر خود ز جفا عهد تو دیگر شده باشد
هوش مصنوعی: هرگز با کس دیگری پیمان وفا نمیبندم، حتی اگر خودت به دلیل بیوفاییات، عهد و پیمانمان را شکسته باشی.
جامی مکن اندیشه که تغییر نیابددر حکم ازل هر چه مقدر شده باشد
هوش مصنوعی: به آنچه مقدر شده است فکر نکن، چرا که سرنوشت ازلی تغییر ناپذیر است و هیچ چیز نمیتواند در آن تغییر ایجاد کند.