شمارهٔ ۴۳۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به مظلومیت و درد خود اشاره میکند و از ستمگری که به او تیغ میزنید، مینالد. او با افسوس به عشقش مینگرد و از رقیبش گله میکند که احوالش را میداند. شاعر در تصویرسازیهایش از زیبایی معشوق و اشکهایش سخن میگوید و به لذتهای زندگی و میگساری اشاره دارد. در کل، این شعر حاوی احساسات عاشقانه، درد و آرزوی وصال است.
به خونم گر کشی تیغ ای ستمگرنخواهد شد تمنای تو از سر
هوش مصنوعی: اگر تو با تیغ خود مرا به قتل برسانی، خواستهات دیگر از ذهنم پاک خواهد شد و دیگر به آن فکر نخواهم کرد.
خرامان بگذرم گفتی به خاکتخدا را سرو من زین فکر مگذر
هوش مصنوعی: به آرامی از کنار تو عبور میکنم، اما به خاطر خدا، سرو زیبای من، از این فکرها دور نشو.
رقیب احوال دردم نیک داندسگ کویت ازو صد بار بهتر
هوش مصنوعی: رقیب به خوبی از درد من آگاه است، اما وفاداری و همراهی سگ تو از او به مراتب بیشتر است.
بنفشه گرد گل در خواب دیدممعبر شد به آن جعد معنبر
هوش مصنوعی: در خواب، بنفشهای را دیدم که در کنار گلها بود و به گونهای زیبا و جذاب به نظر میرسید.
مکن با قدش ای دل یاد طوبیمشو هر لحظه مرغ شاخ دیگر
هوش مصنوعی: ای دل، به خاطر قامت او یاد درخت طوبی را فراموش نکن، زیرا هر لحظه ممکن است مرغی بر شاخ دیگری بنشیند.
به رخ نقش خیال او کشیدیزدی ای اشک آخر سکه بر زر
هوش مصنوعی: ای اشک، به خاطر تاثیر عمیق یاد او بر قلبت، آخرین قطرهای که بر سکه طلا میافتد را به تصویر میکشی. این همان حالتی است که از خیال او در دل و جانت نقش بسته است.
چه خوش باشد به بزم عیش جامیمی اندر جام و دلبر در برابر
هوش مصنوعی: چقدر خوب است که در مجلس خوشی، جامی پر از شراب در دست داشته باشیم و محبوبی در مقابل مان باشد.