شمارهٔ ۴۵۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت زنی ویژه به نام "سهی سرو" اشاره میکند که موهایش شبیه سنبل مشکین است. او از شدت محبت و زیبایی این زن، عقل و دل خود را گم کرده و به او احترام میگذارد. شاعر بیان میکند که حتی در مقابل زیباییهای چمن و گل نیز، زیبایی این زن از همه بالاتر است. او در پی دیدار این زن، برایش سر تسلیم فرود میآورد و آرزو میکند که سلطان زمانه او را ببیند تا از او تقدیر کند. در نهایت، شاعر با بیان اینکه آتش او را در عشق میسوزاند و زیباییهای او را با شعر و نغمههایش جشن میگیرد، به سرانجام میرسد.
ای سهی سرو تو را سنبل مشکین بر سرعقلم از سر بربودی و دل و دین بر سر
هوش مصنوعی: ای سرو بلند و خوش قامت! تو با زیباییات و سنبلهای خوشبو که بر سرت میبندید، عقل و دل و ایمانم را از من گرفتهای.
هست سنبل به چمن شاه ریاحین لیکنآمده کاکلت از شاه ریاحین بر سر
هوش مصنوعی: در باغ، گلهای خوشبوی زیادی وجود دارد، اما تو با زیبایی خاصی که داری، مانند تاجی بر سر دیگر گلها میدرخشی.
تا تو را دیده ام از حسن جهانی به نیازمی کشم پیش تو سر چشم جهانبین بر سر
هوش مصنوعی: از زمانی که تو را دیدم، زیبایی و کمال جهان مرا به خاکساری واداشته و نگاهی به تو میاندازم که برتر از هر چیزی است.
شاه دوران اگر این شکل و شمایل بیندتخت جاهت دهد و افسر تمکین بر سر
هوش مصنوعی: اگر شاه زمانه چنین زیبایی را ببیند، به تو مقام و قدرت میدهد و تاج سلطنت را بر سرت میگذارد.
هر شب آهم فکند شعله به بالین و بودتا سحر مشعلم از شعله بالین بر سر
هوش مصنوعی: هر شب با صدای آه من، آتش به کنارم میافتد و تا صبح، شعله ور میسوزم و از آتش جانم بر سرم میچرخد.
سین دندان به تبسم بنما روز پسینکاید آن خوشترم از خواندن یاسین بر سر
هوش مصنوعی: با لبخندی زیبا و دلنشین، در پایان روز خود را نمایان کن، چرا که این لحظه برای من از خواندن سوره یاسین، زیباتر و دلپذیرتر است.
جامی این نظم بخوان تا فلک از بهر نثاردانه ها ریزدت از رشته پروین بر سر
هوش مصنوعی: جامی این شعر را بخوان تا آسمان به خاطر پاشیدن دانهها، تو را از دنباله پروین بر سر ببارد.