شمارهٔ ۴۷۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به انتقاد از افراد ابله و نادان میپردازد که به جمعهای مذهبی میپیوندند و بدون درک عمیق و خلوص معنا، خود را در مسند شیخواری قرار میدهند. این افراد نه تنها از هدایت واقعی بیبهرهاند، بلکه به جای آگاهی و محبت، درگیر هذیانگویی میشوند. شاعر از خداوند درخواست میکند که او را از چنگال ریاکاران دور نگه دارد و صدای مستان و نوشانوش را به گوش او برساند، تا زرق و برق ظاهری این افراد در او تأثیر نگذارد.
فغان ز ابلهی این خزان بی دم و گوشکه جمله شیخ تراش آمدند و شیخ فروش
هوش مصنوعی: آه از نادانی که این فصل سرد و بیروح، همه کسانی که ظاهراً دارای علم و دانش هستند، فقط به دنبال سود خودشان آمدهاند و به راحتی علم را میفروشند.
شوند هر دو سه روزی مرید نادانیتهی ز دین و خرد خالی از بصیرت و هوش
هوش مصنوعی: هر چند روزی دو نفر نادان که از دین و علم خالی هستند به دنبال میگردند.
نه بر برون وی از لمعه هدایت نورنه در درون وی از شعله محبت جوش
هوش مصنوعی: نه در ظاهر او نشانهای از نور هدایت دیده میشود و نه در باطنش شعلهای از عشق و محبت در حال شعلهور است.
گهی که در سخن آید هوس کند سامعکه کاش ازین هذیان زودتر شود خاموش
هوش مصنوعی: گاهی پیش میآید که شنونده در حین صحبت، آرزو میکند کاش این حرفهای بیمعنی زودتر تمام شود و سکوت حاکم شود.
وگر خموش شود حاصل مراقبه اشز بار سر نبود غیر درد گردن و دوش
هوش مصنوعی: اگر کسی در برابر حوادث و مشکلات زندگی سکوت کند و از درون خود مراقبه داشته باشد، در غیر این صورت نتیجهای جز درد گردن و شانهها نخواهد داشت. به عبارتی، اگر تمرکز و تفکر عمیق نداشته باشد، تنها بار سنگینی از رنج و مشکل را بر دوش خود احساس میکند.
نگاه دار خدایا مدام جامی راز شر زرق ریا پیشگان ازرق پوش
هوش مصنوعی: خدایا، همواره نگهدار این جام را از شر و فریب افرادی که به ظاهر خود میبالند و خود را به شکلی زیبا میپوشانند.
به گوش هوش رسان از حریم میکده اشصدای نعره مستان و بانگ نوشانوش
هوش مصنوعی: به هوش کن که از فضای میکده صدای شادمانی و سرور سر دادند، جایی که مستها به شادی و نوشیدن مشغولند.