شمارهٔ ۴۷۹
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذابیت یک محبوب اشاره دارد که با زیباییهایش عواطف و احساسات شاعر را تحریک میکند. محبوبی که با وجود نازکدلی و حساسیتش، در دل شاعری شعلهور از عشق میسوزد. اشاره به "لعل" و "لؤلؤ" نمادهای زیبایی و جاذبهی خاص هستند، و شاعر در تلاش است تا عواطفش را از طریق تصاویر زیبا و کنایهها بیان کند. در نهایت، شعر به دلشکستگی و حسرت شاعر اشاره دارد که به خاطر دوری محبوب، احساسات تلخی را تجربه میکند و دمبهدم به یاد او میافتد.
نهادی لعل رخشان بر بناگوشسهیل و ماه را کردی هم آغوش
هوش مصنوعی: گویی سنگ سرخ رنگی را بر گوش ستاره سهیل نهادی و ماه را در آغوشش قرار دادی.
در اشکم شد از عکس لبت لعلمنش در دیده جا کردم تو در گوش
هوش مصنوعی: در چشمانم، اشکهایم به خاطر تصویر لبهای خوشرنگت بود، و تو را در گوشهای از قلبم جای دادم.
تو را از هر طرف در گوش لعلی ستچنان لعلی که از جان می برد هوش
هوش مصنوعی: تو از هر سو مثل یک گوهر در گوشم میدرخشی، همچون جواهری که تمام عقل و هوش را از انسان میگیرد.
مرا بر هر مژه لعلی ست اماازان خونی که در دل می زند جوش
هوش مصنوعی: بر روی هر مژهام جواهری وجود دارد، اما با این حال، خونِ عشق به شدت در دلم میجوشد و نگرانم میکند.
ز لعلت گر کنم دریوزه کامیبه لؤلؤ لعل را گیری که خاموش
هوش مصنوعی: اگر از زیبایی و ویژگیهای تو درخواست کنم، تو فقط گوشهای از آن را به من بده و دیگر چیزی نخواهی گفت.
چه بودی کوهکن لعل تو دیدیکه کردی لعل شیرین را فراموش
هوش مصنوعی: آیا تو که کوه کن هستی، لعل های شیرینی که با زحمت به دست آمده را فراموش کردهای؟
ز لعلش چون نداری رنگ جامیز خون دل شراب لعل می نوش
هوش مصنوعی: اگر رنگ جامی از لعل او نداری، از دلتنگی و غم خود، شراب لعل را بنوش.