شمارهٔ ۵۷۱
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و دوری معشوق سخن میگوید. او با وجود اینکه تحت تأثیر جدایی و درد ناشی از آن قرار دارد، هنوز قلبش تنها به سوی معشوق تمایل دارد و هیچ راهی برای دوری نمیتواند او را از عشقش باز دارد. عشق او به معشوق آنقدر عمیق است که حتی زیباییهای بهشت هم نمیتواند او را به سمت دیگری کشاند. در نهایت، شاعر با اشاره به جمال معشوق و تأثیرش بر وجودش، صبر را از محبت به معشوق نازیبا میداند و تأکید میکند که دلش همیشه به یاد معشوق است.
گرچه گشتم به تیغ هجر قتیللیس قلبی الی سواک یمیل
هوش مصنوعی: با اینکه به خاطر جدایی زخمی و کشته شدم، اما دل من هیچ سمت دیگری جز تو نمیرود.
نیست از کحل خاک راه تو دورگر کند دیده روشن از دو سه میل
هوش مصنوعی: اگر چشمانت به روشنی بیفتد، فاصلهات از راه خاکی که باید بروی، چندان دور نیست.
صد رهم گر به خلد بنمایینروم از درت به هیچ سبیل
هوش مصنوعی: اگر به من صد راه به بهشت نشان بدهی، باز هم از در تو خارج نخواهم شد.
همه چیزی بود جمیل از تولکن الصبر عنک غیر جمیل
هوش مصنوعی: همهچیز در تو زیباست اما صبر کردن بر دوری تو زیبا نیست.
آفتابی تو و بر این دعویهمه ذرات کائنات دلیل
هوش مصنوعی: تو همچون خورشید هستی و بر این ادعا، تمامی اجزای جهان گواهی میدهند.
گر جمالت ز خال ساده فتادعدسی کم شمر ز خوان خلیل
هوش مصنوعی: اگر زیباییات با یک خال ساده دچار نقصان شود، از سفرهی خلیل کم نکن.
دل جامی به فکر نرگس توستکل رأی من العلیل علیل
هوش مصنوعی: دل من در اندیشه نرگس زیبای توست و کل نظر من درباره درد و رنجی است که به آن گرفتار شدهام.