شمارهٔ ۵۸۰
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عشق عمیق و دردناک شاعر به محبوبش است. او از غم و رنجی که در نتیجه فاصله از محبوبش تجربه میکند، صحبت میکند و از او میخواهد که به او توجه کند. شاعر احساس میکند که زندگیاش تحت تأثیر عواطفش نسبت به محبوبش قرار دارد و حتی اگر به او ظلمی نیز شود، عشق او را بزرگ میشمارد. در نهایت، او به ناامیدی و بقیه عواطفش اشاره میکند، به طوری که به نظر میرسد سرنوشتی شوم در انتظار اوست.
من بنده حقیر و تو سلطان محتشمگر در غم تو زار بمیرم تو را چه غم
هوش مصنوعی: من انسان کوچکی هستم و تو پادشاه بزرگ و محترم. اگر من به خاطر غمت به شدت ناراحت شوم و بمیرم، تو چه اهمیتی به این موضوع میدهی؟
رنجور گشته ام ز تمنای مقدمتبهر خدا به پرسش من رنجه کن قدم
هوش مصنوعی: دلم از longing و آرزوی دیدار تو بیمار شده است. خواهش میکنم برای خدا کمی زحمت بکش و به من سر بزن.
بر جانم از تو هر چه رسد جای منت استگر ناوک جفاست گر خنجر ستم
هوش مصنوعی: هر چیزی که از طرف تو به من برسد، بر جانم عزیز است و من بابت آن شکرگزارم، حتی اگر تیر بیرحمی باشد یا خنجر ظلم.
سرگشتگان بادیه پیمای عشق راهجر تو ره نمود به سر منزل عدم
هوش مصنوعی: سرگشتگان راه عشق به خاطر دوری تو به ویرانی و نیستی رسیدند.
شد سینه ام شکاف شکاف از خدنگ آهوز هر شکاف آتش دل می زند علم
هوش مصنوعی: سینهام از تیر آه آسیب دیده و از هر جای آسیب دیده، آتش عشق و دلتنگی شعلهور میشود.
روزی که می نوشت قضا نامه اجلقتل مرا به تیغ جفای تو زد رقم
هوش مصنوعی: روز مرگم را وقتی مینوشتند، تقدیر اینگونه رقم خورد که با ظلم و بیرحمی تو به قتل برسم.
عمری ست جرعه خوار سفال سگان توستجامی که آب خضر ننوشد ز جام جم
هوش مصنوعی: سالیان دراز است که من در پی نوشیدن از جام تو بودهام؛ جامی که حتی آب جاودانی خضر هم از آن نچشیده و به جام جمشید هم شباهتی ندارد.