شمارهٔ ۷۱۸
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از زیبایی و جذابیت معشوق صحبت میکند و احساس حیرت و شگفتی خود را نسبت به او بیان میکند. او از بلندای قد معشوق میگوید و اینکه چقدر بار غم را برای او تحمل کرده است. همچنین به بندگی و زندانی شدن دل عاشقان در غیاب معشوق اشاره میکند. شاعر از درد و رنجی که در دل دارد سخن میگوید و نسبت به بیمهری معشوق گلایه میکند. در نهایت، او بیان میکند که تحمل رنجها برای در کنار معشوق بودن برایش قابل قبولتر از تحمل تنهایی و رنجهایی است که با خود دارد.
هر کس که بیند آن لعل خندانانگشت حیرت گیرد به دندان
هوش مصنوعی: هر کسی که آن گوهر زیبای خندان را ببیند، به خاطر شگفتی، انگشتش را به دندان میگزد.
با سرو قدت لاف بلندیاز سر نهاده بالابلندان
هوش مصنوعی: با قامت بلند تو، کسانی که قد بلندی دارند، احساس حقارت میکنند.
راه غمت را با آن درازیپیموده صد پی مشکین کمندان
هوش مصنوعی: به خاطر غم تو، مسیری طولانی را طی کردم که پر از پیچیدگیها و دشواریها بود.
جعد بنفشه در باغ بی توصاحبدلان را بند است و زندان
هوش مصنوعی: در باغی که تو در آن نیستی، زیبایی و شگفتگیهای دنیای طبیعی، قلب عاشقان را در بند کرده و آنان را در حسرت و مشکلات نگه داشته است.
هرگز نباشد مه نیمه توگر خود به خوبی گردد دو چندان
هوش مصنوعی: هرگز نباید شک و تردیدی در مورد زیبایی و خوبی تو وجود داشته باشد، حتی اگر خودت هم به خوبی و زیباییات بیفزایی.
درددل من دانی ولیکنرحمی نداری بر دردمندان
هوش مصنوعی: میدانی که من دردمندم، اما تو به حال دردمندان رحم نمیکنی.
جامی پسندد صد رنج با خودجز رنج صحبت با خودپسندان
هوش مصنوعی: جامعهای که دردها و سختیها را میپذیرد، بهتر از آن است که در کنار افرادی باشد که خود را از دیگران برتر میدانند و فقط به خودشان اهمیت میدهند.