شمارهٔ ۷۴۵
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به احساسات عمیق و غمگین خود اشاره میکند. او از مرگ و یادگارهای غمانگیز خود بر سر مزارش سخن میگوید و اینکه دردها و یادهایش پس از فوتش نیز باقی خواهد ماند. او به عشق و عذابی که از آن احساس کرده، اشاره میکند و اینکه عدم حضور محبوبش چه تاثیری بر او گذاشته است. همچنین شاعر به تأثیر خاطرات و دردهای گذشته بر وضعیت حالش میپردازد و از عدم توانایی در کنترل شرایط زندگیاش شکایت میکند. در نهایت، او به طبیعت رنجآور عشق و عواقب آن اشاره میکند.
پس از مردن به خاک من گذر کن غمگذار منببین صد حرف غم در هر خط از لوح مزار من
هوش مصنوعی: پس از مرگ من به سراغ خاک من بیا، غم و اندوه من را ببین و متوجه شو که در هر خط روی سنگ قبر من داستانهای تلخی نهفته است.
به کویت بس که آه آتشین از دل برآوردمسگت را داغها مانده ست بر جان یادگار من
هوش مصنوعی: به خاطر تو چنان آهی سوزان از دل کشیدم که در جانم تاثیر عمیق و ماندگاری گذاشته است، گویی یادگاری از عشق و محبت تو همیشه با من مانده است.
نبیند کس فروغ مهر را تا حشر اگر ناگهفتد بر روی روز این سایه شبهای تار من
هوش مصنوعی: هیچکس تا روز قیامت نمیتواند نور خورشید را ببیند، اگر ناگهان سایهی شبهای تار من به روی روز بیفتد.
فرود آید شبی این کلبه غم بر سرم زینسانکه طوفان می کند در گریه چشم اشکبار من
هوش مصنوعی: شبی احساس غم بر من غلبه میکند، به گونهای که مانند طوفان اشکهایم را جاری میسازد.
به خاک من چو باد ار بگذری ای جان پس از عمریبرت صد داستان غم فرو ریزد غبار من
هوش مصنوعی: اگر روزی بر خاک من بگذری، ای عزیز، پس از سالها زندگی، داستانهای غمگینی که در دل دارم، همچون غباری بر تو میریزد.
خدا را شهسوارا بیش ازین جولان مده توسنکه شد یکبارگی از کف عنان اختیار من
هوش مصنوعی: ای خدا، ای پهلوانان، دیگر این اسب را بیش از این نران؛ زیرا یکباره از دستم رهایش کردم و اختیارم را از دست دادم.
ز عشقت مرد مسکین جامی و نامد تو را در دلکه بود افتاده روزی بیدلی بر رهگذار من
هوش مصنوعی: از عشق تو، آن بیچاره جانش را از دست داد و نتوانست در دل من جایی پیدا کند. روزی به طور ناگهانی ناامیدی بر سر راهم آمد.