شمارهٔ ۷۵۳
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و دلتنگی شاعر است که به معشوق خود اشاره میکند. شاعر به خشم و بیتوجهی معشوق اشاره کرده و بیان میکند که از فراغ او در عذاب است. او از جراحتهایی که به خاطر جدایی از محبوبش احساس میکند، صحبت میکند و همچنین آرزوی خود برای تماشای چهره معشوق را ابراز میکند. شاعر میگوید که با وجود درخواست اصلاح از دیگران، نتوانسته به زندگی بدون عشق او عادت کند و در واقع پیوندش با او بسیار عمیق و محکم است. در نهایت، او به این نکته میرسد که عشق ورزیدن به خوبان بخشی از ذات اوست و سخت میتواند از آن دور شود.
نگار شوخ چشم تیز خشم تندخوی مننمی بیند به چشم مرحمت یک بار سوی من
هوش مصنوعی: عشق بازیگوش و زیبای من، با نگاه تند و خشمگینش، هرگز نمیتواند با محبت و مهربانی یک بار به من نگاه کند.
به رویم از مژه خوناب وز دل خون ناب آمدچه گویم کز فراق او چها آمد به روی من
هوش مصنوعی: از چشمان من اشک میریزد و از دل من حسرت و درد وجود دارد. چه بگویم از آنچه که به خاطر دوری او بر من رفته است؟
دم قتلم چو تیغ او ز سوز سینه بگدازدز آب زندگانی خوشتر آید در گلوی من
هوش مصنوعی: زمانی که جانم در حال جدا شدن است و درد سینهام به شدت احساس میشود، از آنجا که مرگ برایم زیباتر از زندگی است، بیشتر میپسندم که در آخرین لحظات زندگیام، این احساسات دردناک را تحمل کنم.
تماشای رخش را هر سر مو گر شود چشمیسر مویی نگردد کم به رویش آرزوی من
هوش مصنوعی: اگر هر مویی از من چشمی برای تماشای چهرهاش میداشت، حتی یک سر موی کم هم نمیشد، چون آرزوی من فقط دیدن اوست.
در آن کو عمرها گشتم نگفت آن بی وفا هرگزکه این مسکین سرگردان چه می جوید به کوی من
هوش مصنوعی: در طول سالها که در آنجا سرگردان بودم، هیچگاه آن شخص بیوفا نگفت که این آدم مسکین و آواره چه چیزی را در خیابان من جستجو میکند.
به خوبان عشق ورزیدن مرا خویی ست دیرینهبه زودی کی توان ای پندگو اصلاح خوی من
هوش مصنوعی: عشق ورزیدن به نیکان برای من عادت طولانیمدتی است. به زودی چه کسی میتواند حال و روز من را تغییر دهد، ای کسی که در حال نصیحت من هستی؟
مگو جامی کزان مشکین سلاسل پای دل بگسلکه پیوندی ست با او محکم از هر تار موی من
هوش مصنوعی: نگو که جامی که از آن زنجیرهای سیاه دل را بگسلی، رابطهای است که از هر رشته مویم به او محکمتر است.