شمارهٔ ۷۵۶
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و درد جدایی است. شاعر از معشوق خود میخواهد که بگوید چه گناهی از او سر زده که این گونه دچار عذاب و غم شده است. او بر این باور است که خوشیها و شادمانیها تنها با معشوق واقعیاش معنا دارد و هیچ چیز دیگر برایش جذاب نیست. شاعر در انتظار لحظهای است که معشوقش به او بازگردد و این انتظار را با داغ دل تحمل میکند. همچنین، او از بیدل و دین بودن خود در پی جدایی میگوید و به یاد حرف معشوقش از رفتن به کوی خود اشاره میکند. در نهایت، تمام این احساسات نشاندهنده عمق عشق و غم اوست.
چه کمر بسته ای به کین با منکه خوشی با همه همین با من
هوش مصنوعی: تو با چه ارادهای به دشمنی با من پرداختهای در حالی که شادی و خوشی برای تو هم درست همانند من است.
سرو نازی و هرگزت ننشاندیک زمان بخت بر زمین با من
هوش مصنوعی: سرو زیبایی هرگز بخت مرا در یک لحظه بر زمین ننشاند، بلکه همیشه در اوج و بلندی باقی ماند.
چه خطا دیده ای ز من که تو راشد چنان طبع نازنین با من
هوش مصنوعی: چه اشتباهی از من کردی که اینگونه به من حس خوبی نداری و طبع لطیف و نازنینت به این حال درآمده است؟
که به کام تو زهر با دگرانخوشتر آید از انگبین با من
هوش مصنوعی: برای تو، زهر دیگران شیرینتر است تا انگبین من.
من که باشم که گویمت همه عمرباش همراز و همنشین با من
هوش مصنوعی: من که هستم که بخواهم به تو بگویم همیشه در کنار من باش و همراز من باش.
قرنها داغ انتظار کشمتا شوی ساعتی قرین با من
هوش مصنوعی: قرنها در حسرت و انتظار میگذرانم تا اینکه برای یک لحظه با من همراه شوی.
گفتی از کوی ما برو جامیرفتم اینک نه دل نه دین با من
هوش مصنوعی: گفتی از محلهام برو، من هم جامی را به دوش گرفتم. اما اکنون نه دل دارم و نه ایمان.