شمارهٔ ۷۶۳
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به درد و رنج بیماران و غم آنها اشاره میکند و میگوید که تنفس این بیماران، خود دردی شدیدتر است. او توصیه میکند که به عشق و شوق بپردازند و از وسوسهها دور شوند، زیرا این دنیا جای هوس نیست. همچنین به گوش کسی که در محفل است، یادآوری میکند که نالههای او شنیده نمیشود و آنها در فراق و محنت به سر میبرند. شاعر از کسی که در دلش غمی سنگین جا دارد میخواهد که با محبت و توجه به او نگاه کند و بیان میکند که عمرش را در انتظار محبتی سپری کرده و هیچگاه جواب قانعکنندهای نشنیده است.
بیمار غمت را نفس بازپس است اینپاس نفسش دار که آخر نفس است این
هوش مصنوعی: بیتابی و دلنگرانی ناشی از غم تو، به او اجازه نمیدهد که به راحتی نفس بکشد. پس باید به او توجه کنی و از او مراقبت کنی، زیرا این حالتهای نگرانکنندهاش ممکن است به آخرین مرحله برسد.
بی واسطه گفت زبان پرسش او کنکش واسطه رحمت جاوید بس است این
هوش مصنوعی: بیواسطه از او بپرس، چرا که راه میانبری به رحمت ابدی وجود ندارد.
ای بوالهوس از معرکه عشق و ملامتبگذر به سلامت که نه جای هوس است این
هوش مصنوعی: ای انسان شهوتپرست، از ماجرای عشق و سرزنشهایش بگذر و به سلامت شن. چرا که اینجا مکان مناسبی برای هوسبازی نیست.
از ناله ما فارغی ای صاحب محملدر گوش تو گویی نغمات جرس است این
هوش مصنوعی: ای صاحب محمل، تو از ناله و افسوس ما بیخبر هستی و بهنظر میرسد که در گوش تو صدای دلانگیز زنگ جرس میپیچد.
از گلشن فیروزه چرخم چه گشایدمرغ دل محنت زدگان را قفس است این
هوش مصنوعی: در میان باغ سرسبز و زیبا، دلهایی که در زحمت و اندوه هستند، میتوانند پرواز کنند، اما در واقع آنها در قفسی گرفتارند.
گاهی که خرامی سر من زیر قدم کنانگار فتاده به زمین خار و خس است این
هوش مصنوعی: گاهی که با ناز و ادا راه میروی، به نظر میرسد که زیر پاهای تو هرچه که بر زمین افتاده، مانند خار و علفهای هرز است.
عمری به درت جامی درمانده به سر بردیک بار نگفتی که بر این در چه کس است این
هوش مصنوعی: تمام عمرم را در این درگاه به انتظار جامی و کاسهای درمانده سپری کردم، ولی هرگز نگفتی که در این در چه کسی حضور دارد.